كنترل در چگونگي گفتار

كنترل در چگونگي گفتار

 بيش‏تر افراد به خاطر شتاب و حرارتي كه براي رد اظهارات طرف مقابل و يا براي تحميل نظرات شخصي خويش دارند، وقت و نيروي خود را بدون دريافت نتيجه به هدر مي‏ دهند. لذا كنترل سخن گفتن به خصوص در مواقعي كه مخاطب خارج از حدود ادب حرف مي‏ زند، از عوامل لازم و مهم است.
 بايد توجه داشت كه صرفاً كيفيت عالي گفتاري يا فصاحت بيان و تبحر، به معناي وجود مانيتيسم نيست، بلكه يك شخصيت مصمم، مانيتيسم را به صدا و گفتار خود مي‏ بخشد.
 به طور كلي امور شخصي خود را بايد همواره به منزله رازهاي ناگشودني تلقي كرد. همه اسرار بهتر است مخفي و از ميدان ديد اشخاص ديگر دور بمانند. ابتدايي‏ ترين احتياط حكم مي‏ كند كه همواره گودال ژرفي بين انديشه و بيان آن وجود داشته باشد

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي- وارسی حواس

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي

وارسي حواس

حواس لازم است كه دايماً تحت بازرسي كامل باشد. به طور مثال، فرد بايد در مقابل صداهاي ناگهاني و گوشخراش مقاومت داشته و آرامش و تمركز خود را در مقابل اين گونه صداها حفظ كرده و يا نسبت به بوهاي زننده، احساس اشمئزاز يا تنفر نداشته باشد. همچنين حس ذائقه به نحوي تربيت شود كه نسبت به غذاها يا طعم هاي گوناگون، حساسيت و عدم پذيرش وجود نداشته باشد.

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي
آرامش

براي به دست آوردن نفوذ شخصي، قبل از هر عامل ديگر بايد به "آرامش"توجه داشت. آرامش مترادف با بي حسي، بي توجهي و بي عاطفه گي نيست، بلكه عبارت از توانايي و قدرتي است كه به ما اجازه مي دهد در مقابل سيل عواطف حسي يا هيجاني، سدّي به وجود بياوريم تا بتوانيم بعداً و به موقع از آن استفاده كنيم.
مشخصات يك شخص آرام معمولي عبارتند از:
1 - اعصاب و عضلات در يك شخص آرام، آهنگي معمولي و نرمشي خاص دارند، به نحوي كه انجام وظايف فيزيكي را تسهيل مي كنند.
2 - تمام دقت و توجه فرد متمركز بر كاري است كه انجام مي دهد.
3 - نظم و ترتيب موجود در زندگي او باعث مي شود كه بدون شتاب به همه كارهاي روزانه برسد و با حداقل رنج و خستگي، حداكثر نتيجه را به دست آورد.
4 - در حضور ديگران نخوت يا تواضع بيش از حد ندارد و بدون تعصب و شور و حرارت بي اندازه و بي دليل به سخنان ديگران گوش مي دهد.
5 - سنجيده سخن مي گويد به نحوي كه همه، سخنان او را به خوبي درك مي كنند.
6 - حضورش مايه قدرت روح و تسلي است و ديگران در كنار او احساس رضايت و مسرّت خاطر مي كنند.
7 - به سهولت زير بار عقايد ديگران نمي رود و سخنان يا تأييد ديگران را بدون دليل نمي پذيرد و حضور ذهنش او را به بررسي جزئيات امور وادار مي كند.
8 - يك حادثه نامطلوب، در او اثر جبران ناپذير يا منهدم كننده ندارد، زيرا او اعتماد به قدرت و توانايي خويش را از دست نمي دهد و با توسل به قوا و ابزاري كه در اختيار دارد، بار ديگر اوضاع را به حال عادي برمي گرداند.


مانیتیسم شخصی

به نظر مي‏ رسد برخي افراد كه از جذابيت، كمال يا شخصيت مصمم و قوي برخوردار هستند، تأثير قابل ملاحظه‏ اي بر ديگران دارند. روان‏شناسان نام اين جذابيت را "مانيتيسم شخصي" گذاشته‏ اند و كوشش مي‏ كنند اين حالت را تعريف كرده و روش‏هايي براي دستيابي به آن ارائه كنند.
 در واقع هر انساني به شكل ارادي يا به طور ناآگاه اشعه‏ اي در پيرامون خود مي‏ پراكند كه تأثيري نامرئي بر روي افرادي كه شخص با آن‏ها در ارتباط است، مي‏ گذارد. انديشه‏ هاي ناچيز، سخنان سنجيده يا نسنجيده، كوچك‏ترين تصميم‏ گيري‏ها يا اعمال در ايجاد اين نفوذ نامرئي كه به خارج منتقل مي‏ شود، مؤثر است.
 محققان معتقدند كه هر انساني مي‏ تواند با فراگرفتن راه‏هاي تسلط بر مانيتيسم شخصي، تواناتر و مقتدرتر گردد و از انواع ناراحتي‏هاي نامطبوع، رنج و خستگي در امان باشد.
 برخي مانيتيسم شخصي را ناشي از خصايص جسماني، مثل بدن متعادل، سينه فراخ و جريان خون بي‏ نقص دانسته‏ اند.
 دسته‏اي ديگر آن را به كيفيات بيروني نسبت داده‏ اند يعني آن را تأثير ظاهر شخص مثل خطوط صورت، حالت نگاه، آهنگ صدا، قدرت بيان، توانايي در طرز به كار بردن كلمات و آرامش و خونسردي مي‏ دانند.
 عده‏ اي ديگر هم معتقدند كه منبع اصلي مانيتيسم شخصي، در زندگي دروني، در حيات رواني و يا به عبارتي در نوع انديشه قرار دارد.
 و آخر اين كه عامل مهم در ايجاد توازن را، كه در جهت‏ دهي مانيتيسم بسيار مؤثر است، ناشي از درست‏كاري و فضايل اخلاقي دانسته‏ اند.
 صرف نظر از تمرينات عملي و كاربردي براي افزايش مانيتيسم شخصي، آگاهي از مظاهر و كيفيات اين نيرو، كليد تفسير مسائل مرتبط با سرنوشت انسان را به دست مي‏ دهد و حداقل مانع از نفوذپذيري و تحت سلطه قرار گرفتن مي‏ شود.

انتقال پيامهاي تله پاتيك از طريق مغناطيس انساني







انتقال پيام‏هاي تله‏ پاتيك از طريق مغناطيس انساني و انرژي سياله‏ اي، از ديرباز توسط دانشمندان مورد بررسي قرار گرفته است. در قرن نوزدهم "مارك توري"استاد فيزيك و متخصص نجوم، تجربيات موجود در زمينه اين سياله را گردآوري نمود و نتايج زير را در خصوص آن به دست آورد:
 1 - سياله مغناطيسي توليد شده توسط مغز در طول اعصاب حركت مي‏ كند. 2 - اين سياله مي‏ تواند از محدوده‏ هاي جسم عبور كند. 3 - سياله مي‏ تواند تحت نفوذ اراده به اين‏جا و آن‏جا هدايت شود. 4 - سياله بر اجسام بي‏ حركت عمل مي‏ كند، اما از تماس با برخي مواد، نظير شيشه مي‏ گريزد. 5 - سياله هر چيزي را كه به سمت آن برود يا بر آن متمركز شود، از جا بلند مي‏ كند. 6 - سياله روي اجسام بي‏ حركت از طريق جذب يا دفع عمل مي‏ كند. 7 - سياله مي‏ تواند باعث جنبش‏هاي دروني در جسم شود و سر و صدا ايجاد كند. 8 - سياله در اثر چرخش ارادي دست‏ها و يا در اثر نوعي به هم پيوستگي دست‏ها، به صورت‏هاي مختلف گسترش مي‏ يابد. 9 - سياله در اثر تماس يا مجاورت از فردي به فرد ديگر منتقل مي‏ شود و ارتباط برقرار مي‏ كند. با اين حال برخي اشخاص مخل ارتباط هستند.
 سال‏ها بعد "لئونيد واسيلي‏يف" محقق روسي پديده‏ هاي فوق‏ طبيعي، طي آزمايشاتي نشان داد كه اين سياله از جنس مغناطيس انساني نيست. او سوژه‏ ها را در "قفس فارادي" محفظه ‏اي كه امواج الكترومغناطيس از آن عبور نمي‏ كند.  قرار داد ولي پيام‏ هاي تله ‏پاتيك توسط آن‏ها دريافت شد. او نتيجه گرفت در صورت وجود چنين سياله‏ اي، ماهيت آن از نوع امواج مغناطيسي يا الكترومغناطيسي نيست و خواص آن را ندارد. از طرفي امواج تله‏ پاتيك از قانون عكس مربع پيروي نمي‏ كنند يعني با افزايش فاصله از قدرت و تأثير آن‏ها كاسته نمي‏ شود و فواصل فيزيكي تأثيري بر بروز آن‏ها ندارد. همچنين اگر بزرگ‏ترين ريتم‏ هاي الكتريكي مغز را به صورت امواج راديويي درآوريم، فقط تا چند ميليمتر دورتر از مغز انتقال مي‏ يابند."هانس برگر" فيزيولوژيستي كه تكنيك ثبت امواج الكتريكي مغز را با دستگاه ثبت امواج مغزي (الكتروانسفالوگراف) كشف كرد چنين فرض مي‏ كند كه انرژي الكتريكي در مغزِ عامل به انرژي رواني تبديل مي‏ شود و اين انرژي مي‏ تواند از هر مانعي بگذرد. انرژي مزبور پس از آن‏كه به مغز آزمودني وارد شد، دوباره به انرژي الكتريكي تبديل مي‏ شود و بدين ترتيب ذهنيات عامل را به سوژه منتقل مي‏ كند. او اين انرژي رواني را نوعي انرژي فيزيكي مي‏ داند.
 انتقال از طريق تصاوير ذهني كه از فلسفه‏ هاي شرقي نشأت مي‏ گيرد، مي‏ گويد يك انديشه چنان كه به شكل تصوير روشن و واضح مجسم شود، قدرت انتقال پيام‏ها را دارد. انسجام، وضوح، قدرت و بار هيجاني و عاطفي اين تصوير مي‏ تواند در ميزان تأثيرگذاري و انتقال ذهني آن به مخاطب پيام، تأثير مستقيم داشته باشد



ایلیا رام الله؛ بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر

ایلیا « میم» به وضوح به عنوان بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر محسوب می شود. عصاره تعلیمات او «تسلیم الهيست» و مراحل هفتگانه تعلیمی بر همین اساس پی ریزی شده است. برخورداری از روح خدا (مسح شدگی) و زنده پرستی و باطن گرایی، از شاخص ترین وجوه تعلیمی اوست. در یک مقایسه، او را می توان خلاق ترین، متفکرترین و هوشمندترین معلم باطنی در عصر حاضر محسوب کرد. او را معلمی هزار وجهی (هزار روح) دانسته اند. عصاره و معجونی از همه انديشه هاي باطني و افكار بزرگ. از نظر منتقدان، در عرصه ها و اندیشه های مختلف باطنی، او از جایی آغاز كرده است که دیگران تمام کرده اند. اکثر پیروانش او را روح خدا می خوانند و كارهاي او را بیش از هر کسی به مسیح شبیه می دانند. او 25[1] سال سن دارد و تاكنون درباره خود ادعايي را مطرح نكرده است و خود را بعنوان تسليم و خدمتگزار خداوند معرفي كرده است.

«هوالحی»

«والسماء والطارق»

ایلیا «میم» رام الله در میان پیروان خود، به نام‏های متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را «آواتار» به معنی «تجسّم جریان حقیقت»، «روح مجسّم حق» و «تجسّم الهی» نامیده‏اند. «بنی سماء» لقبی است كه از جانب ایشان به او داده شده. سنش حدود بیست و پنج سال است[2]. تحصیلات او اندك و ناچیز است و بقول خودشان «یك روز همان اندك اندوخته را هم سوزاندم و به فراموشی سپردم». درباره‏ی تولدش حكایت شگفت‏انگیزی نقل می‏شود...

او در قالب‏های شخصیتی متعدد و گاه بظاهر متفاوتی در اجتماع ظاهر شده. شخصیتش بسیار اسرارآمیز و چند پهلوست، به گونه‏ای كه گاهی بیننده را میان ایمان و تردید حركت می‏دهد. او در پس حجاب‏های ارادی و در ناشناختگی زیسته، با آنكه بسادگی در میان اجتماع زندگی كرده. نقش‏های ظاهری گوناگونی را در میان دوستان و بستگان خود و حتّی گاهی در میان مریدان خود، ایفا كرده كه آنرا عامل پنهان ماندن از «نگاه غیر» و راهی اساسی برای تعلیم و القاء حضور خداوند می‏داند.

آواتار از حلقه‏های متّصل «ماها...»، معلّم اعظم حق و قطب الهی در زمین می‏باشد. از «ماها...» در نقاط مختلف جهان به نام‏های گوناگونی یاد می‏شود. او تنها معلّم جهانی است و در رأس نظام اساتید حق و معلّمین راستین الهی در زمین قرار دارد...

استاد رام اللّه یكی از اساتید پنجگانه‏ی حق در عصر كنونی است.

از شاگردان آواتار، درباره‏ی او حرف‏های بسیار عجیبی شنیده می‏شود. تجاربی شگفت‏انگیز از اعمال خارق‏العاده. مشاهدات و گزارشات متعددی درباره‏ی تجلّیات قدرت خدایی و شعور الهی او. این تجربه‏كنندگان هنوز زنده و حاضرند. و البته یكی دو نفر هم نیستند. آنان از قدرت خلاّقه و همچنین نیروی ویرانگر كلام آواتار حكایت‏ها دارند و با اعتقاد كامل، و بر اساس دلایل و علائم روشن بر این واقعیت معترفند كه «آنچه او بگوید، همان می‏شود» و اینكه «او خبر دارد». آنها به این موضوع ایمان دارند كه «او از اراده‏ی الهی برخوردار است». اینها نتیجه‏ی نظرات و مشاهدات حلقه‏های استاد و مریدان نزدیك اوست. این مریدان از پیشگویی‏ها و پیش‏بینی‏های بسیاری از وقایع كوچك و بزرگ توسط «بنی سماء» سخن می‏گویند.

امّا برای پیروان خارج از حلقه هم تجارب دیگری وجود داشته كه بسیار قابل توجه می‏باشد. من جمله اینكه، آواتار توانسته عشق الهی و ایمان به خدا و غیب را در افراد موردنظر خود احیاء كند و حضور الهی را در زندگی افراد غافل، و به دور از مذهب و معنویت انتشار دهد. قدرت و انرژی عجیبی در كلام و حضور او جریان دارد. چیزی مانند «مغناطیس الهی» و «امواج نیروبخش». او از اقتدار عظیمی برخوردار است...

استاد ایلیا میم مریدان خاصی دارد كه ایشان نیز دارای توانایی فوق‏العاده‏ی روحی می‏باشند... او یك استراتژیست و تئوریسین الهی تمام عیار است. نظرات و دیدگاه‏های او درباره‏ی مسائل و موضوعاتی كه انسان و جامعه با آن رو به روست، بدیع و خیره‏كننده است...

تسلط آواتار در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت‏انگیز بوده و شیوه‏های تفكر، و روش‏های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است.

با تمام این حرف‏ها و با اینكه او بسیار پیچیده و اسرارآمیز به نظر می‏رسد امّا در عین حال، به طرز عجیبی ساده و معمولی است.

در ارتباط با سایرین او ساده زندگی می‏كند، ساده می‏گوید، ساده رفتار می‏كند و به سادگی تعلیم می‏دهد.

او درباره‏ی خود ادعایی نداشته و خود را به عنوان خدمتگزار خداوند معرفی كرده. او به معمولی و طبیعی بودن خود بسیار اشاره می‏كند و همه‏ی علائم خارق‏العاده را به «روح خدا» نسبت می‏دهد.

او از «روح خدا» به عنوان حامی، پشتیبان و راهنمای خود یاد می‏كند. مریدان نزدیكتر می‏گویند كه «روح خدا در او حلول كرده و جاری است». هر چند استاد در این گونه موارد «سكوت»، اختیار می‏كند.

مطابق علائم و نشانه‏هایی كه در متون باطنی شرق وجود دارد او یك «آواتار» و در عین حال «سات‏گورو» می‏باشد.

درباره‏ی اینكه او كیست، نظرات مختلفی ابراز شده مثلاً اینكه او «فلان فرد است» ولی او همه‏ی این حرف‏ها را موهوم و موهوم‏پرستی، و زائد و بیهوده خوانده.

یكبار در پاسخ به این سؤال كه شما كه هستید، فرموده: «من كسی دیگر نیستم. من خودم هستم، همانم كه هستم.»

استاد در مناطق مختلف پیروانی دارد كه شمار آنان به هزاران تن می‏رسد. امّا او پیروان راستین خود را بسیار اندك می‏داند. آواتار به انسان‏های گمراه و در انحراف، به افرادی كه در ظلمت و تاریكی گرفتارند و كسانی كه در جهل و نادانی‏اند، توجه خاصی دارد. درواقع، اكثر مخاطبانش، از همین اقشارند كه البته اینان اكثریت مردم را تشكیل می‏دهند.

استاد اشاره دارد كه دنیای اینان را كاملاً مشاهده كرده و به خوبی می‏شناسد. همین باعث شده كه ارتباط او با چنین مردمانی بسیار عمیق و قدرتمند باشد.

همچنین او از افراد متكبّر، متعصّب، بدبین و مردد، و اشخاص عالم‏نما گریزان است.

تعلیمات آواتار، «هنر زندگی متعالی» و همچنین، «حركت الهی» نامیده می‏شود. جوهر تعالیم او، دریافت حضور الهی و آشكاری عشق به خداوند است كه به آن «عاشقانه زیستن در حضور الهی» گفته می‏شود. تعالیم آواتار، بر اصولی معین و پایه‏هایی معلوم قرار دارد.

هنر زندگی متعالی، نه شریعتی جدید است و نه طریقتی تازه، بلكه «تفسیر و مفهوم كلام خداوند زنده در زمان كنونی» است. اساس تعلیمات آواتار «حقیقت‏گرایی» (هستی‏گرایی، حضورگرایی، ...) به جای موهوم‏گرایی است. و این همان، خداگرایی (خداپرستی، خداخواهی، خدامحوری، خداتوجهی، خدابینی و خداشیفتگی ...) در برابر خودگرایی (خودپرستی، خودخواهی، خودبینی، خودشیفتگی و خودمحوری...) است. در هنر زندگی متعالی بر كیفیت و باطن‏گرایی در برابر ظاهرگرایی، و زنده‏پرستی در برابر مرده‏پرستی تأكید می‏شود.

تعالیم استاد «میم» رام اللّه در دو سطح جریان دارد. سطح اول، شامل آموزش‏های ساده و عمومی است كه مرحله‏ی «احیاء و تولد دوباره» نام دارد. این دوره‏ی بیداری از خواب، گشودن چشم‏ها و گوش‏ها، حركت اذهان و فعّال شدن قلب‏هاست. سطح دیگر آموزش‏های او كه تنها برای منتخبین و پذیرفته‏شدگان می‏باشد، هنرهای ماورایی نام دارد كه مرحله‏ی «تعلیم اسرار» محسوب می‏شود.

سال‏هاست كه روند تعلیم «هنرهای ماورایی» شروع، و آموزش‏های عمومی و آشكار او دو سال است كه آغاز شده.

آواتار چكیده‏ی كلام و آموزش‏های خود را در «وحده لا اله الاّ هو»[3] بیان می‏كند و وظیفه‏ی خود را تعلیم و تحقّق آن می‏داند. او بر پیوند و نزدیكی میان ادیان، ملت‏ها و جریانات گوناگون تأكید دارد.

او بكرّات و بصورتی بدیهی و بسیار جدی از ضرورت انقلابی جهانی و وقوع آن در زمین سخن گفته و به تأكید اشاره می‏كند كه ما باید جهان را برای «ظهوری الهی و تحولی بزرگ» آماده كنیم و خود مهیا شویم.

«بشر به انقلاب آگاهی و تحوّلی باطنی، به شدّت نیازمند است. تحوّلی بزرگ كه به آشكاری حقیقت و حضور الهی در جهان منجر خواهد شد. خداوند به این نیاز حیاتی بشر، پاسخگوست و او را از مرگ و رنج و بیماری، نجات می‏دهد. نجات و تعالی بشر، در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست.»

«جمعی از دوستداران استاد رام اللّه»



[1] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[2] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[3]در ذهنیت بسیاری از فرهنگ‏ها و ملل نسبت به عبارت «لا اله الاّ اللّه» حالتی متعصّبانه و نسبتاً منفی وجود دارد. شاید تأكید بر “وحده لا اله الاّ هو” به همین دلیل باشد.

گزارش زنده و مستند

يك گزارش زنده و مستند
به مناسبت سالگرد زلزله بزرگ بم و نيز تقارن زماني آن با زلزله مهيب جنوب شرقي آسيا، مناسب ديديم گزارش مستندي را كه توسط شاهدان متعددي بيان شده است، بياوريم. اين گزارش درباره يكي از اساتيد بزرگ علوم باطني و به روايت‏هايي قطب علوم باطني است. اخبار بسياري از اقتدارات اين فرد، گزارش شده است و درباره اعمال خارق العاده و حيرت‏انگيز او در بعضي از كتب، مشاهدات و گزارش‏هايي آورده شده كه بعنوان مثال مي‏توان به ضمايم كتب دايرة المعارف شفا (سي و دو روش درماني نامتعارف) و پديده‏هاي انرژي‏زايي و رديابي نشانه‏هاي روح‏زايي اشاره كرد اما در آنجا هم اسمي از اين فرد نيامده است. بعضي از اين گزارش‏هاي مستند كه توسط شاهدان مختلفي ارائه شده است، حكايت از قدرت تغييردهنده و تعيين‏كننده كلام او دارد و گواه بسيار روشني بر اين واقعيت است كه دعاي او في‌الحال مستجاب است و كلام او اتفاق مي‏افتد و آنچه بگويد واقع مي‏شود. هزاران تجربه و واقعه، اثبات‏كننده اين حقيقت‏ بوده‌اند. بعضي از تجربه‏ها از شفاي بيماري‏هاي لاعلاج مي‏گويند، اگرچه معدوداند. گزارش‏هاي ديگري از ايجاد آتش و باد و باران مي‏گويند كه به واسطه چند كلمه در لحظه پديدار شده است. بارها اين موضوع به اثبات و عينيت رسيده است كه او بر جمعيت عظيمي از ارواح تسلط و فرمان دارد و اكثر كارگزاران او، از اين سنخ‏اند. او درباره بعضي از وقايع كوچك و بزرگ خبرهاي دقيقي را به بعضي از اطرافيان خود داده است كه بسياري از اين وقايع اتفاق افتاده‏اند و چگونگي وقوع آنها، دقت بالاي اين اخبار و نشانه‏ها را تأييد كرده است. با اينحال تا اين زمان او درباره هيچ يك از اخبار مرتبط با خود اظهار نظر نكرده و درباره خود هيچ ادعايي نداشته است. در اينجا ما به يكي از اين وقايع مستند كه در ارتباط با زلزله ويرانگر بم و زلزله بزرگ جنوب شرقي آسيا است، اشاره مي‏كنيم.

شب قبل از زلزله بزرگ و فاجعه وحشت‏انگيز بم كه به كشته شدن بيش از سي هزار نفر از مردم و زخمي و آواره و بي‏خانمان شدن دهها هزار نفر منجر شد و شهر تاريخي بم را به كلي ويران كرد، او طي ملاقاتي كه حاضران آن حدود دويست نفر بودند، به چند نكته اشاره كرد كه در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله: «خداوندي كه در يك لحظه هزاران نفر را نابود كرده است [اشاره به وقايعي از زمانهاي كهن] (1) همان خداونديست كه بي‏نهايت بخشنده و مهربان است. اين همان خدايي است كه تمام يك قوم را در يك آن نابود كرده است... در نظر خداوند، مرگ، تولد است... امشب مي‏خواهم كمي شما را بترسانم و هشدار دهم... در اين حرفها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله‏اي قدرتمند ايجاد مي‏كند. كنترل زلزله دست خودش است و هر چه بخواهد زياد مي‏كند و خانه‏ها را ويران مي‏كند. حتي اگر ساختمان‏ها از فولاد هم باشند اين اتفاق مي‏افتد. وقتي [زلزله] بيايد اگر پايه‏هايي هم زيرزمين بزنند اين پايه‏ها هم نمي‏توانند ساختمان‏ها را نگه دارند».
در طول اين قسمت از صحبتها او به موارد ديگري هم اشاره كرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي (ع) [بر اثر لرزش زمين و باز شدن آن] و نيز از ميان رفتن يك شهر در زمانهاي قديم. (2)
درواقع چند دقيقه بعد از اين صحبت، اولين زلزله در بم اتفاق افتاد [يعني ساعتهاي پاياني پنج شنبه شب] اما اين زلزله تلفاتي نداشت. تا صبح، چند بار ديگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلي در ساعت 28/5 بامداد جمعه [چند ساعت بعد از آن ملاقات] اتفاق افتاد كه اكثر خانه‏هاي شهر بم را ويران و شهر بم را به يك مخروبه تبديل كرد.
اخبار مربوط به زلزله، پيش از ظهر جمعه [چند ساعت بعد از وقوع] بصورت خبر فوري در تلويزيون اعلام شد.
پنج شنبه شب [شب قبل از زلزله] بعد از پايان جلسه، او از يكي از همراهان سؤال كرده بود كه آيا چيزهايي را كه صبح [صبح 5 شنبه] به او گفته است بخاطر دارد و ايشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از اين قرار بود كه او صبح پنج شنبه [يك روز قبل از زلزله بم] با ايشان [يكي از همراهان] تماسي تلفني داشته است و در آن تماس تلفني با تأكيد به زلزله اشاره مي‏كند [نقل مطلب از زبان اين همراه] : «او پنج شنبه صبح ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسيد «بيداري؟» و سپس ابتداي سورة زلزال [سوره‏اي كه موضوع اصلي آن زلزله است] را خواند و بعد سكوت كرد. اين تماس، عجيب و بي‏سابقه بود چون او حرفي نمي‏زد و عموماً سكوت كرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [آنگاه كه زمين لرزانده شود به سخت‏ترين لرزه‏هايش] اشاره كرد. من منتظر بودم چيزي بگويد، فقط گاهي مي‏گفت «بيداري؟» و جمله كوتاه ديگري به اينكه ساعت را دقيقاً يادداشت كنم. در همان فاصله زماني [يعني دو سه دقيقه بعد از ابتداي تماس او و اعلام آية اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بيست و پنج دقيقه] دو زلزله در نزديكي تهران اتفاق افتاد كه همة مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولين زلزله [كه چند دقيقه بعد از خواندن آيه بود] و يك دقيقه قبل از پايان تماس، او گفت «يك دقيقه ديگر تمام مي‏شود». من پرسيدم چه چيزي قرار است تمام شود؟ من چكار بايد بكنم؟ اما او جوابي نداد. يك دقيقه بعد، دومين زلزله كه قدرتش از زلزله اول هم بيشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضيح خاصي قطع شد. [اين دو زلزله هم تلفاتي نداشتند.]
چندين نفر ديگر گزارش‏هايي را دربارة روزهاي قبل از زلزله و در ارتباط با همين موضوع گزارش كرده‏اند، كه به آنچه تا اينجا گفته شد كفايت مي‏كنيم.