ایلیا رام الله؛ بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر

ایلیا « میم» به وضوح به عنوان بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر محسوب می شود. عصاره تعلیمات او «تسلیم الهيست» و مراحل هفتگانه تعلیمی بر همین اساس پی ریزی شده است. برخورداری از روح خدا (مسح شدگی) و زنده پرستی و باطن گرایی، از شاخص ترین وجوه تعلیمی اوست. در یک مقایسه، او را می توان خلاق ترین، متفکرترین و هوشمندترین معلم باطنی در عصر حاضر محسوب کرد. او را معلمی هزار وجهی (هزار روح) دانسته اند. عصاره و معجونی از همه انديشه هاي باطني و افكار بزرگ. از نظر منتقدان، در عرصه ها و اندیشه های مختلف باطنی، او از جایی آغاز كرده است که دیگران تمام کرده اند. اکثر پیروانش او را روح خدا می خوانند و كارهاي او را بیش از هر کسی به مسیح شبیه می دانند. او 25[1] سال سن دارد و تاكنون درباره خود ادعايي را مطرح نكرده است و خود را بعنوان تسليم و خدمتگزار خداوند معرفي كرده است.

«هوالحی»

«والسماء والطارق»

ایلیا «میم» رام الله در میان پیروان خود، به نام‏های متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را «آواتار» به معنی «تجسّم جریان حقیقت»، «روح مجسّم حق» و «تجسّم الهی» نامیده‏اند. «بنی سماء» لقبی است كه از جانب ایشان به او داده شده. سنش حدود بیست و پنج سال است[2]. تحصیلات او اندك و ناچیز است و بقول خودشان «یك روز همان اندك اندوخته را هم سوزاندم و به فراموشی سپردم». درباره‏ی تولدش حكایت شگفت‏انگیزی نقل می‏شود...

او در قالب‏های شخصیتی متعدد و گاه بظاهر متفاوتی در اجتماع ظاهر شده. شخصیتش بسیار اسرارآمیز و چند پهلوست، به گونه‏ای كه گاهی بیننده را میان ایمان و تردید حركت می‏دهد. او در پس حجاب‏های ارادی و در ناشناختگی زیسته، با آنكه بسادگی در میان اجتماع زندگی كرده. نقش‏های ظاهری گوناگونی را در میان دوستان و بستگان خود و حتّی گاهی در میان مریدان خود، ایفا كرده كه آنرا عامل پنهان ماندن از «نگاه غیر» و راهی اساسی برای تعلیم و القاء حضور خداوند می‏داند.

آواتار از حلقه‏های متّصل «ماها...»، معلّم اعظم حق و قطب الهی در زمین می‏باشد. از «ماها...» در نقاط مختلف جهان به نام‏های گوناگونی یاد می‏شود. او تنها معلّم جهانی است و در رأس نظام اساتید حق و معلّمین راستین الهی در زمین قرار دارد...

استاد رام اللّه یكی از اساتید پنجگانه‏ی حق در عصر كنونی است.

از شاگردان آواتار، درباره‏ی او حرف‏های بسیار عجیبی شنیده می‏شود. تجاربی شگفت‏انگیز از اعمال خارق‏العاده. مشاهدات و گزارشات متعددی درباره‏ی تجلّیات قدرت خدایی و شعور الهی او. این تجربه‏كنندگان هنوز زنده و حاضرند. و البته یكی دو نفر هم نیستند. آنان از قدرت خلاّقه و همچنین نیروی ویرانگر كلام آواتار حكایت‏ها دارند و با اعتقاد كامل، و بر اساس دلایل و علائم روشن بر این واقعیت معترفند كه «آنچه او بگوید، همان می‏شود» و اینكه «او خبر دارد». آنها به این موضوع ایمان دارند كه «او از اراده‏ی الهی برخوردار است». اینها نتیجه‏ی نظرات و مشاهدات حلقه‏های استاد و مریدان نزدیك اوست. این مریدان از پیشگویی‏ها و پیش‏بینی‏های بسیاری از وقایع كوچك و بزرگ توسط «بنی سماء» سخن می‏گویند.

امّا برای پیروان خارج از حلقه هم تجارب دیگری وجود داشته كه بسیار قابل توجه می‏باشد. من جمله اینكه، آواتار توانسته عشق الهی و ایمان به خدا و غیب را در افراد موردنظر خود احیاء كند و حضور الهی را در زندگی افراد غافل، و به دور از مذهب و معنویت انتشار دهد. قدرت و انرژی عجیبی در كلام و حضور او جریان دارد. چیزی مانند «مغناطیس الهی» و «امواج نیروبخش». او از اقتدار عظیمی برخوردار است...

استاد ایلیا میم مریدان خاصی دارد كه ایشان نیز دارای توانایی فوق‏العاده‏ی روحی می‏باشند... او یك استراتژیست و تئوریسین الهی تمام عیار است. نظرات و دیدگاه‏های او درباره‏ی مسائل و موضوعاتی كه انسان و جامعه با آن رو به روست، بدیع و خیره‏كننده است...

تسلط آواتار در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت‏انگیز بوده و شیوه‏های تفكر، و روش‏های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است.

با تمام این حرف‏ها و با اینكه او بسیار پیچیده و اسرارآمیز به نظر می‏رسد امّا در عین حال، به طرز عجیبی ساده و معمولی است.

در ارتباط با سایرین او ساده زندگی می‏كند، ساده می‏گوید، ساده رفتار می‏كند و به سادگی تعلیم می‏دهد.

او درباره‏ی خود ادعایی نداشته و خود را به عنوان خدمتگزار خداوند معرفی كرده. او به معمولی و طبیعی بودن خود بسیار اشاره می‏كند و همه‏ی علائم خارق‏العاده را به «روح خدا» نسبت می‏دهد.

او از «روح خدا» به عنوان حامی، پشتیبان و راهنمای خود یاد می‏كند. مریدان نزدیكتر می‏گویند كه «روح خدا در او حلول كرده و جاری است». هر چند استاد در این گونه موارد «سكوت»، اختیار می‏كند.

مطابق علائم و نشانه‏هایی كه در متون باطنی شرق وجود دارد او یك «آواتار» و در عین حال «سات‏گورو» می‏باشد.

درباره‏ی اینكه او كیست، نظرات مختلفی ابراز شده مثلاً اینكه او «فلان فرد است» ولی او همه‏ی این حرف‏ها را موهوم و موهوم‏پرستی، و زائد و بیهوده خوانده.

یكبار در پاسخ به این سؤال كه شما كه هستید، فرموده: «من كسی دیگر نیستم. من خودم هستم، همانم كه هستم.»

استاد در مناطق مختلف پیروانی دارد كه شمار آنان به هزاران تن می‏رسد. امّا او پیروان راستین خود را بسیار اندك می‏داند. آواتار به انسان‏های گمراه و در انحراف، به افرادی كه در ظلمت و تاریكی گرفتارند و كسانی كه در جهل و نادانی‏اند، توجه خاصی دارد. درواقع، اكثر مخاطبانش، از همین اقشارند كه البته اینان اكثریت مردم را تشكیل می‏دهند.

استاد اشاره دارد كه دنیای اینان را كاملاً مشاهده كرده و به خوبی می‏شناسد. همین باعث شده كه ارتباط او با چنین مردمانی بسیار عمیق و قدرتمند باشد.

همچنین او از افراد متكبّر، متعصّب، بدبین و مردد، و اشخاص عالم‏نما گریزان است.

تعلیمات آواتار، «هنر زندگی متعالی» و همچنین، «حركت الهی» نامیده می‏شود. جوهر تعالیم او، دریافت حضور الهی و آشكاری عشق به خداوند است كه به آن «عاشقانه زیستن در حضور الهی» گفته می‏شود. تعالیم آواتار، بر اصولی معین و پایه‏هایی معلوم قرار دارد.

هنر زندگی متعالی، نه شریعتی جدید است و نه طریقتی تازه، بلكه «تفسیر و مفهوم كلام خداوند زنده در زمان كنونی» است. اساس تعلیمات آواتار «حقیقت‏گرایی» (هستی‏گرایی، حضورگرایی، ...) به جای موهوم‏گرایی است. و این همان، خداگرایی (خداپرستی، خداخواهی، خدامحوری، خداتوجهی، خدابینی و خداشیفتگی ...) در برابر خودگرایی (خودپرستی، خودخواهی، خودبینی، خودشیفتگی و خودمحوری...) است. در هنر زندگی متعالی بر كیفیت و باطن‏گرایی در برابر ظاهرگرایی، و زنده‏پرستی در برابر مرده‏پرستی تأكید می‏شود.

تعالیم استاد «میم» رام اللّه در دو سطح جریان دارد. سطح اول، شامل آموزش‏های ساده و عمومی است كه مرحله‏ی «احیاء و تولد دوباره» نام دارد. این دوره‏ی بیداری از خواب، گشودن چشم‏ها و گوش‏ها، حركت اذهان و فعّال شدن قلب‏هاست. سطح دیگر آموزش‏های او كه تنها برای منتخبین و پذیرفته‏شدگان می‏باشد، هنرهای ماورایی نام دارد كه مرحله‏ی «تعلیم اسرار» محسوب می‏شود.

سال‏هاست كه روند تعلیم «هنرهای ماورایی» شروع، و آموزش‏های عمومی و آشكار او دو سال است كه آغاز شده.

آواتار چكیده‏ی كلام و آموزش‏های خود را در «وحده لا اله الاّ هو»[3] بیان می‏كند و وظیفه‏ی خود را تعلیم و تحقّق آن می‏داند. او بر پیوند و نزدیكی میان ادیان، ملت‏ها و جریانات گوناگون تأكید دارد.

او بكرّات و بصورتی بدیهی و بسیار جدی از ضرورت انقلابی جهانی و وقوع آن در زمین سخن گفته و به تأكید اشاره می‏كند كه ما باید جهان را برای «ظهوری الهی و تحولی بزرگ» آماده كنیم و خود مهیا شویم.

«بشر به انقلاب آگاهی و تحوّلی باطنی، به شدّت نیازمند است. تحوّلی بزرگ كه به آشكاری حقیقت و حضور الهی در جهان منجر خواهد شد. خداوند به این نیاز حیاتی بشر، پاسخگوست و او را از مرگ و رنج و بیماری، نجات می‏دهد. نجات و تعالی بشر، در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست.»

«جمعی از دوستداران استاد رام اللّه»



[1] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[2] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[3]در ذهنیت بسیاری از فرهنگ‏ها و ملل نسبت به عبارت «لا اله الاّ اللّه» حالتی متعصّبانه و نسبتاً منفی وجود دارد. شاید تأكید بر “وحده لا اله الاّ هو” به همین دلیل باشد.

گزارش زنده و مستند

يك گزارش زنده و مستند
به مناسبت سالگرد زلزله بزرگ بم و نيز تقارن زماني آن با زلزله مهيب جنوب شرقي آسيا، مناسب ديديم گزارش مستندي را كه توسط شاهدان متعددي بيان شده است، بياوريم. اين گزارش درباره يكي از اساتيد بزرگ علوم باطني و به روايت‏هايي قطب علوم باطني است. اخبار بسياري از اقتدارات اين فرد، گزارش شده است و درباره اعمال خارق العاده و حيرت‏انگيز او در بعضي از كتب، مشاهدات و گزارش‏هايي آورده شده كه بعنوان مثال مي‏توان به ضمايم كتب دايرة المعارف شفا (سي و دو روش درماني نامتعارف) و پديده‏هاي انرژي‏زايي و رديابي نشانه‏هاي روح‏زايي اشاره كرد اما در آنجا هم اسمي از اين فرد نيامده است. بعضي از اين گزارش‏هاي مستند كه توسط شاهدان مختلفي ارائه شده است، حكايت از قدرت تغييردهنده و تعيين‏كننده كلام او دارد و گواه بسيار روشني بر اين واقعيت است كه دعاي او في‌الحال مستجاب است و كلام او اتفاق مي‏افتد و آنچه بگويد واقع مي‏شود. هزاران تجربه و واقعه، اثبات‏كننده اين حقيقت‏ بوده‌اند. بعضي از تجربه‏ها از شفاي بيماري‏هاي لاعلاج مي‏گويند، اگرچه معدوداند. گزارش‏هاي ديگري از ايجاد آتش و باد و باران مي‏گويند كه به واسطه چند كلمه در لحظه پديدار شده است. بارها اين موضوع به اثبات و عينيت رسيده است كه او بر جمعيت عظيمي از ارواح تسلط و فرمان دارد و اكثر كارگزاران او، از اين سنخ‏اند. او درباره بعضي از وقايع كوچك و بزرگ خبرهاي دقيقي را به بعضي از اطرافيان خود داده است كه بسياري از اين وقايع اتفاق افتاده‏اند و چگونگي وقوع آنها، دقت بالاي اين اخبار و نشانه‏ها را تأييد كرده است. با اينحال تا اين زمان او درباره هيچ يك از اخبار مرتبط با خود اظهار نظر نكرده و درباره خود هيچ ادعايي نداشته است. در اينجا ما به يكي از اين وقايع مستند كه در ارتباط با زلزله ويرانگر بم و زلزله بزرگ جنوب شرقي آسيا است، اشاره مي‏كنيم.

شب قبل از زلزله بزرگ و فاجعه وحشت‏انگيز بم كه به كشته شدن بيش از سي هزار نفر از مردم و زخمي و آواره و بي‏خانمان شدن دهها هزار نفر منجر شد و شهر تاريخي بم را به كلي ويران كرد، او طي ملاقاتي كه حاضران آن حدود دويست نفر بودند، به چند نكته اشاره كرد كه در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله: «خداوندي كه در يك لحظه هزاران نفر را نابود كرده است [اشاره به وقايعي از زمانهاي كهن] (1) همان خداونديست كه بي‏نهايت بخشنده و مهربان است. اين همان خدايي است كه تمام يك قوم را در يك آن نابود كرده است... در نظر خداوند، مرگ، تولد است... امشب مي‏خواهم كمي شما را بترسانم و هشدار دهم... در اين حرفها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله‏اي قدرتمند ايجاد مي‏كند. كنترل زلزله دست خودش است و هر چه بخواهد زياد مي‏كند و خانه‏ها را ويران مي‏كند. حتي اگر ساختمان‏ها از فولاد هم باشند اين اتفاق مي‏افتد. وقتي [زلزله] بيايد اگر پايه‏هايي هم زيرزمين بزنند اين پايه‏ها هم نمي‏توانند ساختمان‏ها را نگه دارند».
در طول اين قسمت از صحبتها او به موارد ديگري هم اشاره كرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي (ع) [بر اثر لرزش زمين و باز شدن آن] و نيز از ميان رفتن يك شهر در زمانهاي قديم. (2)
درواقع چند دقيقه بعد از اين صحبت، اولين زلزله در بم اتفاق افتاد [يعني ساعتهاي پاياني پنج شنبه شب] اما اين زلزله تلفاتي نداشت. تا صبح، چند بار ديگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلي در ساعت 28/5 بامداد جمعه [چند ساعت بعد از آن ملاقات] اتفاق افتاد كه اكثر خانه‏هاي شهر بم را ويران و شهر بم را به يك مخروبه تبديل كرد.
اخبار مربوط به زلزله، پيش از ظهر جمعه [چند ساعت بعد از وقوع] بصورت خبر فوري در تلويزيون اعلام شد.
پنج شنبه شب [شب قبل از زلزله] بعد از پايان جلسه، او از يكي از همراهان سؤال كرده بود كه آيا چيزهايي را كه صبح [صبح 5 شنبه] به او گفته است بخاطر دارد و ايشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از اين قرار بود كه او صبح پنج شنبه [يك روز قبل از زلزله بم] با ايشان [يكي از همراهان] تماسي تلفني داشته است و در آن تماس تلفني با تأكيد به زلزله اشاره مي‏كند [نقل مطلب از زبان اين همراه] : «او پنج شنبه صبح ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسيد «بيداري؟» و سپس ابتداي سورة زلزال [سوره‏اي كه موضوع اصلي آن زلزله است] را خواند و بعد سكوت كرد. اين تماس، عجيب و بي‏سابقه بود چون او حرفي نمي‏زد و عموماً سكوت كرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [آنگاه كه زمين لرزانده شود به سخت‏ترين لرزه‏هايش] اشاره كرد. من منتظر بودم چيزي بگويد، فقط گاهي مي‏گفت «بيداري؟» و جمله كوتاه ديگري به اينكه ساعت را دقيقاً يادداشت كنم. در همان فاصله زماني [يعني دو سه دقيقه بعد از ابتداي تماس او و اعلام آية اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بيست و پنج دقيقه] دو زلزله در نزديكي تهران اتفاق افتاد كه همة مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولين زلزله [كه چند دقيقه بعد از خواندن آيه بود] و يك دقيقه قبل از پايان تماس، او گفت «يك دقيقه ديگر تمام مي‏شود». من پرسيدم چه چيزي قرار است تمام شود؟ من چكار بايد بكنم؟ اما او جوابي نداد. يك دقيقه بعد، دومين زلزله كه قدرتش از زلزله اول هم بيشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضيح خاصي قطع شد. [اين دو زلزله هم تلفاتي نداشتند.]
چندين نفر ديگر گزارش‏هايي را دربارة روزهاي قبل از زلزله و در ارتباط با همين موضوع گزارش كرده‏اند، كه به آنچه تا اينجا گفته شد كفايت مي‏كنيم.

هنر رویا بینی





هنر رویا بینی (قسمت دوم)

همچون دیگر پدیده های باطنی، رویا بینی نیز تا کنون در سطح متعارف(عمومی و عامیانه)، نامتعارف(خاص و غیر عمومی) و اسراری به تجربه بشر رسیده است. براساس هنر رویا بینی در الاهیسم و آنچه دانش روح زایی در این باره بیان میکند، رویابینی و رویاها در سه حیطه کلی اتفاق می افتند.

حیطه اول، رویاهای مردمی است. این حیطه دارای دو سطح است، یک سطح آن شامل رویاهای عادتی و همه گیر است که تقریبا همه مردم آن را می بینند.

سطح دوم، رویاهای زنده و قطره ای است. رویاهای خاص که برای عده کمتری از مردم رخ می دهد. دو حیطه دیگر رویا عبارت است: از رویا بینی نبوی و هنر رویا بینی خلاق که هر یک از اینها نیز خود دارای حوزه ها و سطوح مختلفی اند. قاعدتاً همه شما کم و بیش با رویا بینی، آنطور که برای همه مردم اتفاق می افتد، آشنایی دارید این نوع خواب ها عموماً انعکاس تمایلات، ترس ها و فشارهای درونی انسان هستند. از چیزی می ترسیم و در عالم خواب، ترس خود را که اکنون به یک تصویر فیلم مانند تبدیل شده می بینیم. به چیزی میل داریم و نتوانسته ایم میل خود را آن طور که باید، به عمل درآوریم، بنابراین خواسته یا تمایل ما نیمه کاره مانده و سرکوب شده یا هنوز فرصت بروز پیدا نکرده( به هر دلیل) خودش به یک صحنه رویا تبدیل می شود. مجموعه چیزهایی که در طول بیداری توجه ما را به خود جلب می کنند و تفکر ما را به خود مشغول می سازند، اگر حسابشان در همان زمان بیداری تسویه نشود، خود را به شکل متناسب در عالم رویا بروز می دهند... بعد از رویاهای عادتی معمول که برای اکثر مردم رخ می دهد، گروه دیگری از رویاها قرار دارند که تعداد کمتری از مردم موفق به تجربه آن می شوند. این رویاهای خاص هستند و اما رویاهای خاص، این رویاها گاهی و آن هم برای معدودی از مردم اتفاق افتاده و ممکن است اتفاق بیفتد. اما همین گه گاه بودن چنین رویاهایی نشان دهنده آن است که می توان از راه هایی این حیطه رویا بینی را از طرق هماهنگی به کنترل درآورد به عبارتی چنین رویاهایی را به صورت کنترل شده و گزینشی تجربه کرد. در الاهیسم و دانش روح زایی، به چنین رویاهای خاصی " رویاهای زنده و قطره ای" گفته می شود. حیطه "رویاهای زنده" دومین حیطه از جهان رویا بینی است. اگر مرحله اولیه خواب دیدن را که رویاهای فراگیر و عمومی است . رویاهای مرده و نیمه جان فرض کنیم، رویاها پس از عبور از این مرحله عادتی و همگانی، به دلیل تماس با "آتش روح" دچار "تولد" شده و زنده محسوب می شوند... رویاهای زنده، همان طور که از نامشان پیداست زنده هستند، و بنابراین حامل قطراتی از نور و حیات می باشند. از این رو در روح زایی به آن ها رویاهای قطره ای هم گفته می شود. رویاهای قطره ای ممکن است برای هر انسانی رخ دهد، اما برای عده معدودی، این رویاها به صورت مکرر اتفاق می افتند، این قطرات نور که به صورت رویا تجسم پیدا کرده اند، می توانند حامل اخباری از گذشته و آینده باشند یا ناشناخته ها و ناگفته های زمان حال را بیان کنند. بسیاری از مردم ممکن است خواب هایی دیده باشند، عیناً یا مشابه آن اتفاق افتاده باشد یا در خواب متوجه چیزهایی شده باشند، که در بیداری قادر به دانستن آن ها نبوده اند. نمونه های زیادی وجود دارد که افراد در طول خواب قطره ای همیشه هشدارها و بشارت ها و دسترسی به اطلاعاتی درباره گذشته و آینده نبوده بلکه بعضی از این قطرات رویا، در درون خود، حاوی انرژی بوده اند. این شکل از رویاهای انرژیایی ممکن است برای رویابین، انرژی شفابخش یا مخرب را به ارمغان آورده باشند، حتی شکلی از رویاهای انرژیایی وجودارد که شخص بعداز دیدن آن، تا پایان عمر خود واجد نوعی انرژی(و اکثراً شفابخش) بوده است. بنابراین شخص بعد از دیدن چنین رویایدر اثر ارتباط گرفتن از طریق این رویا به یک شفادهنده(با انرژی محدود) تبدیل شده است...

رویاهای زنده گاهی می توانند به صورت مشاور و راهنما عمل کنند، یعنی براساس آنکه زنده اند، در طول بیداری ، رویابین بر اثر تمرکز برآن، با آن مشورت کرده است و از طریق آن راهنمایی شده است. چنین رویاهایی، حتی گاهی در طول زمان نقش یک معلم را برای فرد ایفا کرده اند. به عبارتی شخص، رویایی دیده است که این رویا در شرایط مختلف، به صورتی راهگشا و راهنما تفسیر و تعبیر می شود. این گونه رویاها( رویاهای زنده و قطره ای) در مواقعی توانسته اند به عنوان واسطه ای بین انسان و موجودات غیبی و به ویژه ارواح مردگان عمل می کنند، در این شرایط، رویا بین از طریق خواب خود توانسته است با ارواح رابطه برقرار کند یا اینکه ارواح با او ارتباط برقرار کنند، رویاهای قطره ای در واقع قطراتی هستند که از عالم غیب به سمت انسان می آیند اما این قطره ها ممکن است آن قدر قوی باشند که حتی انسان را، در حین رویا با خود به سفری در حیطه ها و زمان ها و مکان های دیگر ببرند، افرادی که در طول خواب، دارای تجارب واقعی (خروج از جسم) و سفر به نقاط دیگر شده اند، ممکن است با چنین قطره هایی برخورد کرده باشند... رویاهای زنده مستقیما آگاهی و هوشیاری انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهند و میزان درک انسان را (به طور کلی یا جزئی) تغییر می دهند. لذا بسیاری از رویا بینان، این موضوع (دگرگونی معرفت) را مهم ترین تاثیر رویا می دانند که البته این نگاه در بین همه گروه های رویا بینی عمومیت ندارد...

در اینجا قصد ندارم به همه مصداق های رویای زنده و قطره ای اشاره کنم: این چیزی است که همه ما با کمی دقت و جستجو در رویاهای خود یا خوابهای اطرافیان مان می توانیم فهرست اش را به دست بیاوریم. اما این نکته را نگفته نگذارم که اگر قدر رویاهای زنده و قطره ای را بدانیم و با آنها برخوردی قدرشناسه و توام با معرفت داشته باشیم. انتظار می رود که رویاهای ما مسیر تکاملی خود را با سرعت و جدیت بیشتری طی کنند، در این صورت، قطرات حیاتی نهفته در رویا بزرگ تر می شوند. ظرفیت رویاها برای حمل کردن قصدها و نتایج مختلف بیشتر می شود، کارهای بیشتری از رویاهای ما ساخته می شود و کارایی های آنها بالاتر می رود. رویاهای زنده نشانه ای از آن هستند که هنوز آتش روح ما خاموش نشده و روح ما هنوز زنده است(اما این، تنها نشانه آتش روح نیست) بنابراین می توانیم این آتش را فروزان تر کنیم: می توانیم جرقه را به صاعقه تبدیل کنیم و حتی با پرورش روح خود کرم شب تاب را به خورشید جهان تاب بدل نماییم... در این مقطع از رویا بینی(رویاهای زنده و قطره ای) رویاها می آیند و می روند. هر وقت بخواهند، دیگر نمی آیند. خیلی وقت ها خبری از آنها نیست و گاهی سر زده پیدایشان می شود .

این مرحله، ما هیچ کنترلی بر رویاهای خود نداریم حتی اگر برای کنترل شان دست به تلاش بزنیم یا در کمین شان بنشینیم(بخوابیم) تا بلکه آنها را در نور(چشمان) خود گرفتار کنیم، ممکن است دیگر هرگز به سراغ ما نیایند.

حالت رویاها در چنین وضعیتی مثل وقتی است که پرنده ای به سراغ ما می آید، یک وقت هایی می آید و یک وقت هایی نمی آید اگر هم متوجه بشود که خواسته ایم او را در تله بیندازیم شاید هیچ وقتنیاید. حتی اگر فضا را شلوغ کنیم و بقیه را هم از موضوع آمدن پرنده باخبر کنیم شاید، پرنده وحشت کند و دیگر پیش ما نیاید اما می توانیم کاری کنیمکه پرنده خودش از سر میل و اشتیاق هر چه بیشتر به ملاقات ما بیاید و به عنوان هدیه، او خبرهای بیشتری برای مان بیاورد و ما را به نقاط دوردستی ببرد به همین دلیل است که می گویم باید با رویاها رفتاری توام با معرفت و قدرشناسی داشته باشیم. در وقت دیگری اگر فرصت آن رخ دهد می گویم که باید با رویاها چطور رفتار کرد؟ چطور قدر آنها را دانست و قدرشناسی کرد؟ چگونه با آنها ارتباط داشت و چگونه با آنها زیست؟

این دانشی است که به درد همه مردم نمی خورد بلکه فقط به درد کسانی می خورد که درد آن را دارند. ولی کسانی که چنین دردی ندارند، این نکته را فراموش نکنند که حتی اگر آنان، به رویاهای زنده خود بی احترامی و قدرشناسی کنند و آنطور که باید با آنها رفتار نکنند، بزودی متوجه این واقعیت می شوند که رویاهای آنها خودشان مولد درد و زخم خواهند شد ما به عنوان بشر نیازهای زیادی داریم، و نیاز به دانستن بعضی از ناشناخته هایی که دانستن شان برای ما ضروری است و می توانند مسائل مهم ما را حل کنند. نیاز به ارتباط با وجوه دیگر این جهان: برای تجربه زندگی جدید، نیاز به تخلیه شدن از انرژی های مخرب. نیاز به کسب انرژی های زیستی، انرژی های که می توانند بعضی از مسائل مهم ما را حل کنند یا برخی از آرزوها و قصدهای ما را به تحقق برسانند.ما نیاز داریم که کانال ارتباطی با خود را در اختیار غیبی که ما را احاطه کرده است قرار دهیم تا غیببتواند، هر زمانی که بخواهد با ما گفتگو کند: چیزهایی که می خواهد برای مان بفرستد و پیام های ما را بشنود ما نیازهای بسیاری داریم که از راههای دیگر تامین نشده اند یا نمی شوند و هنر رویابینی( و نخست، رویاهای زنده) راهی برای پاسخگویی به این نیازهاست.

از طریق هنر رویابینی ما می توانیم مسائلی را از زندگی خود حل کنیم که حتی تصور آن مشکل است. با استفاده از امکان رویاها که در اختیار تقریباً همه ما قرار دارد، می توانیم کاری کنیم که بیش از این حتی در رویاها هم ندیده ایم این اولین قدم راه رویاهاست: "رویاها را جدی بگیریم"

براساس تعلیمات ایلیا"میم"رام الله

(برگرفته از درس های روح زایی و هنر رویا بینی خلاق)

شرح و بازنویسی: پریا(شباب حسامی

مسابقه علوم باطنی


همانطوری که به اطلاع دوستان رساندم بدلیل اینکه سایت مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی فیلتر شده بود، که در کار تکمیل فرم ثبت نام برای شرکت در جلسات معارفه وقفه ای همچنین در برنامه های سایت تاخیر ایجاد کرده بود به همین دلیل دو سایت دیگر در کنار سایت اول راه اندازی و فعال شده و مجددا کار ثبت نام راه افتاده. لطفا در اسرع وقت فرم تکمیلی ثبت نام را در لینک آدرس زیر پر کرده و به آدرس ایمیل سایتهای زیر ارسال نمایید. با تشکر. صالح زاده
آدرس فرم تکمیلی ثبت نام: http://www.mediafire.com/?z1wrcjuj9jyvgq1

http://www.oloomebateni.com/
http://www.oloombateni.com/
http://www.oloomebateni.net/

رویا و رویا رویی دیدگاهها (قسمت اول)


رویا و رویا رویی دیدگاه ها (قسمت اول )

(قسمت اول)
هم چون بسیاری از موضوعات باطنی دیگر اختلاف نظرهای زیادی در دیدگاههای ارئه شده پیرامون رویا وجود دارد. مردم موضع گیریهای مختلفی نسبت به رویا دارند. بعضی ها آن را جدی می گیرند اما اکثر مردم توجه چندانی به آن ندارند.

فرم زیر جهت تکمیل اطلاعات شما شرکت در مسابقه بزرگ مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی

به نام خدا

فرم ثبت نام تکمیلی برای اعضای ثبت نام شده

در مسابقه استعدادهای باطنی و توان سنجی روحی

ثبت نام کننده گرامی:

فرم زیر جهت تکمیل اطلاعات شما شرکت در مسابقه بزرگ مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی می باشد، لذا خواهشمند است برای شرکت در جلسه معارفه فرم را پر کنید و در اسرع وقت به آدرس ایمیل info@oloomebateni.com ارسال نمایید.

براي دريافت فرم ، اينجا كليك كنيد

در صورت تمایل آدرس تویتر، فرندفید، سایت، وبلاگ یا... خود را نیز ارائه دهید

مدیریت سایت مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی بدینوسیله اعلام می کند، اطلاعات شما نزد این سایت بصورت امانت محفوظ می ماند و تحت هیچ شرایطی در اختیار هیچ گروهی، ارگان، سازمان و یا نهاد یا... دیگری قرار نخواهد گرفت.

لینک فورشیرد:
http://www.4shared.com/document/ELzPQDzp/forme_sabet_baraye_2.html
آدرس ایمیل مركز : info@oloomebateni.com

بمب‌هاي خفه كننده. براي كساني كه در سنگر‌هاي زيرزمين يا غار‌ها پنهان شده‌اند. بمب‌هايي كه مي‌تواند محيط را به‌سرعت از اكسيژن تخليه و پناه‌گرفتگان را خفه كند.

حس‌گر‌هاي تنفسي كه قادرند به‌واسطةبوي مخصوص تنقس دشمن معلوم (كه مي تواند يك شخص يا نژادی خاص باشد) از طريق هوا، او را شناسايي كرده و براي مورد اصابت قرار گرفتن، تشخيص دهند.

موشك‌هاي شبه ليزري كه با تششعات خود، بدون آسيب رساندن به تأسيسات، و با توليد حرارت بسيار بالا، بدن دشمن را مي‌سوزانند و او را از بين مي‌برند.
و چندين چشمة ديگر… و سرانجام طرح‌هاي جنجالي سلاح‌هاي هسته‌اي كوچك كه حتي مي‌توانند تا حد مدل شكلي يك موشك‌انداز استينگر،كوچك شوند و قادرند سنگر‌ها و پناهگاه‌هاي زيرزميني و ضدهسته‌اي را هم ويران كنند.



اگر شما جاي من بوديد چه فكر مي‌كرديد؟ مخاطب اين دندان نمايي‌ها كيست؟ به‌نظر من، آمريكا بدون آنكه بلندبلند بگويد، چند سالي است كه استراتژي جديدي را اتخاذ كرده است. و آن، تهديد رهبران است. مردم معمولي كه سنگر ضدهسته‌اي و زيرزميني ندارند تا از تكنولوژي سلاح‌هاي هسته‌اي و زيرزميني كوچك ناراحت شوند. كسي با آن‌ها كاري ندارد چه برسد به اينكه بخواهند از گلوله‌هاي هوشمند، بمب‌هاي خفه‌كننده، زيردريايي‌هاي مينياتوري يا هواپيماهاي بسيار كوچك بترسند. آمريكا در حال دور زدن كشور‌هاست‌. او به‌صورت غيرمستقيم سياست ارعاب و تهديد رهبران را درپيش‌گرفته است. اينكه، حواستان باشد اگر زير زمين يا در اعماق دريا برويد، اگر با محافظان بسيار احاطه شويد، اگر در غار‌ها پنهان شويد، اگر نفس هم بكشيد شما را پيدا مي‌كنيم و از بين مي‌بريم. پس با ما همراه شويد و مخالفت نكنيد.

اين سياست به صورت مدل، توسط مسئول اجرايي آمريكا در خاورميانه يعني اسرائيل انجام شد. سياست ترور رهبران مبارز فلسطيني. اين مدل كه آمريكا آشكارا آن را حمايت مي‌كرد پيامي بود به رهبران و شخصيت‌هاي بين المللي كه حواستان باشد. مسير قانوني آن هم در آمريكا هموار شد. قانون آمريكا اجازه داد تا مخالفان آمريكا و كساني‌كه در دادگاه‌هاي آمريكايي محكوم مي‌شوند، از كشور‌هاي خود ربوده و در آمريكا محاكمه شوند، در غيراين‌صورت مورد هدف قرار گيرند.
از طرفي مطمئناً روس‌ها و چيني‌ها و بعضي از ديگران در طول اين مدت مشغول خيالبافی نبوده‌اند... همچنين هر عملي عكس‌العملي دارد. يك قاعده مي‌گويد هرچه پليس‌ها قوي‌تر شوند، دزد‌ها هم قوي‌تر مي‌شوند بنابراين بايد به طراحان اين استراتژي تسليت گفت چون هم آن‌ها بوده‌اند كه باعث تجهيز تروريست‌ها به سلاح‌هاي پيشرفته و مرگبار شده و مي‌شوند. فكرش را بكنيد كه اگر تروريست‌ها به بمب‌هاي كثيف يابه سلاح‌هاي ميكروبيمجهز شده يا مجهز شوند چه جهنمي در انتظار سيبل‌هاي بزرگي مثل آمريكا و اروپا خواهد بود …



بگذريم اما نگذريم. به آقاي پوتين پيشنهاد مي‌كنم كه خود را بيش از حد سرگرم استراتژي سپر دفاع موشكي نكند. آقاي پوتين! درست است كه به موازات پيشرفت‌ آمريكايي‌ها در طرح مذكور تو بايد سرعت موشك‌هاي قاره‌پيماي خود را بالا ببري (البته به نظر من اين درست نيست) اما مواظب باش كه يك چشم باقيمانده را از درون كشورت از دست ندهي. سونامي اندونزي نه، سونامي گرجستان و اكراين و قرقيزستان را مي‌گويم. درست است كه سرعت اين سونامي كم است اما مواظب باش شايد طرح‌هاي ديگري هم در كار باشد. نظرت دربارة روسيه سفيد چيست ؟ بد اكرايني نيست. چچن چه طور؟ چقدر اسمش شبيه افغانستان است !...

برگرديم به واكنش روسيه در برابر هنرنمايي‌هاي نظامي آمريكا. روسيه در برابر اين نعره‌هاي خاموش آمريكا سكوت نكرد بلكه آن‌ها هم كارهايي را به انجام رساندند. به‌عنوان مثال، اخيراً روس‌ها، بمب‌افكن‌هاي استراتژيك خود را به موشك‌هاي كروز كه مي‌توانند از هزاران كيلومتر دورتر، به دشمن حمله كنند مجهز كردند و با اين‌كار خود، به‌انحصار آمريكايي‌ها در اين زمينه پايان دادند. زيرا پيش از اين،تنها بمب‌افكن‌هاي فوق‌مدرني مانند استيلث بي.2 قادر به استفاده از چنين موشك‌هايي بودند.

همچنين پوتين در ماه‌هاي گذشته چندين بار اعلام كرده است كه روسيه تازه‌ترين سيستم‌هاي راكت هسته‌اي خود را آزمايش كرده است و اين خبريست كه مجدداً آمريكايي‌ها را گيج كرده است. او از موشك‌هاي جديدي خبر داد كه مي‌توانند در سپر دفاع موشكي آمريكا نفوذ كنند و نيز موشك‌هاي بالستيك بين قاره‌اي كه با استفاده از فن‌آوري موشك كروز مي‌تواند پس از ورود مجدد به جو زمين با حركت‌هاي زيگزاك، از تيررس موشك‌هاي رقيب فرار كند. او ادامه داد كه در دو سال آينده وحشتناك‌ترين و نيرومندترين موشك متحرك بين قاره‌اي خود را خواهد ساخت. و دو خبر ديگر را بدون آنكه بگويد عملاً نشان داد. حمل موشك‌هاي ( بسيار مخرب ) دوران شوروي سابق توسط بمب افكن‌هاي استراتژيك؛ و آزمايش موشك قاره پيماي «آر.اس.20» معروف به «موشك شيطان». موشكي كه از بعضي از جنبه‌ها از جمله توانايي حمل كلاهك‌هاي تقسيم شونده، در جهان بي‌رقيب است ...

آيا واقعة سالن تئاتر مسكو يادتان هست؟ حادثه‌اي كه در آن، روس‌هابا آزمايشو تجربة نوعي سلاح شيميايي كه قرار بود فوراً دشمن را خواب كند، دوستان و دشمنان را با هم در چنان خواب عميقي قرار دادند كه ده‌ها نفر از آن‌ها هرگز از خواب بيدار نشدند و جان سپردند. اين يك زاوية تسليحاتي جديد بود كه روس‌ها مجبور شده بودند خود را لو دهند. مدتي بعد، پنتاگون، به‌صورت جسته گريخته و چند ماه بعد بصورت يك‌جا، خبر از طرح‌هاي توليد بعضي از تسليحات نامتعارف و در عين حال بامزه داد. ببينيم بعضي از آن‌ها چه بودند.

بمب همجنس گرايي. وقتي اين بمب در جبهة دشمن منفجر شود، سربازان دشمن را از لحاظ جنسي نسبت به هم‌قطاران خود مقاومت‌ناپذير مي‌كند. اين‌كار به‌خرد شدن روحية دشمن و پيامد‌هاي متعدد بعدي، منجر مي‌شود. آن‌ها در طراحي « بمب عشق » از نوعي مادة شيميايي شهوت‌زا استفاده كردند كه رفتار‌هاي همجنس‌گرايانه را به‌طور گسترده‌اي در بين سربازان برمي‌انگيزد و به آنچه نظاميان «ضربة ناگوار اما غيرمرگبار» مي‌گويند،مي‌انجامد.

بوياب. سلاحي كه سربازان دشمن را از بوي بد دهانشان تشخيص مي‌دهد. (اين با سلاح مشابه قبلي متفاوت است)

سلاح شيميايي «نيشم بزن؛ گازم بگير» مي‌تواند جمعيت زنبور‌هاي خشمگين يا موش‌هاي عصباني را به‌سوي نيروهاي دشمن جذب كند. و مادة ديگري كه مي‌توانست پوست بدن را به‌نحو تحمل‌ناپذيري در برابر تابش آفتاب حساس كند.

اما سلاح‌هاي ضعيف‌تر هم وجود دارد. مثل بمب «كي بود؟ كي بود؟ من نبودم» همان‌طور كه از اسم‌اش پيداست مي‌تواند دشمن را به‌نفخ شديد و مسائل بعدي آن دچار كند.

و نسلي از سلاح‌هاي جاسوسي و ميكروبي كه به‌جاي بمب‌افكن‌هاي استراتژيك و موشك‌انداز‌هاي عظيم‌الجثه عمدتاً توسط حشرات حمل مي‌شوند. حشرات آلوده‌اي كه مي‌توانند عوامل كمي كشنده تا بسيار كشندة ميكربي را با خود حمل كنند. سوسك‌هايي كه با خود، دستگاه شنود به همراه دارند. مگس‌هايي كه نيش آن‌ها مي‌تواند تب‌ها و تبخال‌هاي مرگبار را بوجود آورد يا مردان و زنان را عقيم كند. و ده‌ها سلاح ديگر.

اما شما دربارة آينده چه فكر مي‌كنيد ؟ به‌نظر شما ابرسلاح‌هاي واقعي كدام‌ها هستند؟بعضي‌ها معتقدند كه منجيان بشر با پيشرفته‌ترين سلاح‌ها به نجات بشر خواهند شتافت. بيشرفته‌ترين سلاح‌ها كدام است؟ آيا فكر مي‌كنيد پيشرفته‌تر و قوي‌تر از توانمندي‌هاي باطني و نيروهاي... دروني انسان، سلاحي وجود دارد؟ كدام تجهيزات نطامي يا غيرنظامي مي‌تواند با كمترين توانمندي در زمينة «انتقال فكر و اراده از راه دور» يا «انتقال بيماري‌ها و اختلات مختل‌كنندة جسمي و رواني از راه دور» برابري يا مقابله كند؟ كدام ابزار فوق‌مدرن جاسوسي توانايي مقابله با قدرت تله‌پاتي يا نيروي ديد مضاعف و رؤيت از فاصله را دارد؟...

ناجيان جهان و مردان خدا كه براي نجات بشر و زمين عيان خواهند شد، نيازي به موشك يا سپر دفاع موشكي ندارند. آنها قادرند موشك‌ها را توسط خود دشمن و در خانة دشمن منهدم كنند. آنها احتياجي به بمب‌هاي هيدروژني و نوتروني نخواهند داشت زيرا قدرتي فراهسته‌اي در كلام آنان نهفته است. «تصور مي‌كنيد قدرت و هوشمندي يك ابرانسان نسبت به همة انسان‌ها چگونه است؟ اين مانند مقايسه‌اي بين دانايي و توانايي يك انسان با توانمندي همة مورچه‌هاي كره زمين است. در صورت لزوم يك انسان دانا مي‌تواند مقتدرانه و با قدرت كامل بر مورچه‌هاي روي زمين غلبه كند... همة سلاح‌هاي مدرن و فوق مدرن انسان در برابر يك ابرسلاح و همة انسان‌ها در برابر يك ابرانسان داراي چنين حكايتي‌اند».
و كدام ابرقدرت مي‌تواند بر مردمي غلبه كند كه اتحادشان و توكلشان به خداوند است و درِ دعا به رويشان باز است؟ در اين جنگل پرخط، ما يك راه بيشتر نداريم، توكل به خدايي كه در درون ماست و پذيرفتن قابليت‌ها و نيروهايي كه در خود داريم و تلاش براي فعال‌سازي و كنترل آن نيرو‌ها. ما نبايد بترسيم چون به ما گفته شده كه «خدا با ماست اگر با خدا باشيم»پس«الهي با تو هستم، با من بمان».