يك گزارش زنده و مستند
به مناسبت سالگرد زلزله بزرگ بم و نيز تقارن زماني آن با زلزله مهيب جنوب شرقي آسيا، مناسب ديديم گزارش مستندي را كه توسط شاهدان متعددي بيان شده است، بياوريم. اين گزارش درباره يكي از اساتيد بزرگ علوم باطني و به روايتهايي قطب علوم باطني است. اخبار بسياري از اقتدارات اين فرد، گزارش شده است و درباره اعمال خارق العاده و حيرتانگيز او در بعضي از كتب، مشاهدات و گزارشهايي آورده شده كه بعنوان مثال ميتوان به ضمايم كتب دايرة المعارف شفا (سي و دو روش درماني نامتعارف) و پديدههاي انرژيزايي و رديابي نشانههاي روحزايي اشاره كرد اما در آنجا هم اسمي از اين فرد نيامده است. بعضي از اين گزارشهاي مستند كه توسط شاهدان مختلفي ارائه شده است، حكايت از قدرت تغييردهنده و تعيينكننده كلام او دارد و گواه بسيار روشني بر اين واقعيت است كه دعاي او فيالحال مستجاب است و كلام او اتفاق ميافتد و آنچه بگويد واقع ميشود. هزاران تجربه و واقعه، اثباتكننده اين حقيقت بودهاند. بعضي از تجربهها از شفاي بيماريهاي لاعلاج ميگويند، اگرچه معدوداند. گزارشهاي ديگري از ايجاد آتش و باد و باران ميگويند كه به واسطه چند كلمه در لحظه پديدار شده است. بارها اين موضوع به اثبات و عينيت رسيده است كه او بر جمعيت عظيمي از ارواح تسلط و فرمان دارد و اكثر كارگزاران او، از اين سنخاند. او درباره بعضي از وقايع كوچك و بزرگ خبرهاي دقيقي را به بعضي از اطرافيان خود داده است كه بسياري از اين وقايع اتفاق افتادهاند و چگونگي وقوع آنها، دقت بالاي اين اخبار و نشانهها را تأييد كرده است. با اينحال تا اين زمان او درباره هيچ يك از اخبار مرتبط با خود اظهار نظر نكرده و درباره خود هيچ ادعايي نداشته است. در اينجا ما به يكي از اين وقايع مستند كه در ارتباط با زلزله ويرانگر بم و زلزله بزرگ جنوب شرقي آسيا است، اشاره ميكنيم.
شب قبل از زلزله بزرگ و فاجعه وحشتانگيز بم كه به كشته شدن بيش از سي هزار نفر از مردم و زخمي و آواره و بيخانمان شدن دهها هزار نفر منجر شد و شهر تاريخي بم را به كلي ويران كرد، او طي ملاقاتي كه حاضران آن حدود دويست نفر بودند، به چند نكته اشاره كرد كه در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله: «خداوندي كه در يك لحظه هزاران نفر را نابود كرده است [اشاره به وقايعي از زمانهاي كهن] (1) همان خداونديست كه بينهايت بخشنده و مهربان است. اين همان خدايي است كه تمام يك قوم را در يك آن نابود كرده است... در نظر خداوند، مرگ، تولد است... امشب ميخواهم كمي شما را بترسانم و هشدار دهم... در اين حرفها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزلهاي قدرتمند ايجاد ميكند. كنترل زلزله دست خودش است و هر چه بخواهد زياد ميكند و خانهها را ويران ميكند. حتي اگر ساختمانها از فولاد هم باشند اين اتفاق ميافتد. وقتي [زلزله] بيايد اگر پايههايي هم زيرزمين بزنند اين پايهها هم نميتوانند ساختمانها را نگه دارند».
در طول اين قسمت از صحبتها او به موارد ديگري هم اشاره كرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي (ع) [بر اثر لرزش زمين و باز شدن آن] و نيز از ميان رفتن يك شهر در زمانهاي قديم. (2)
درواقع چند دقيقه بعد از اين صحبت، اولين زلزله در بم اتفاق افتاد [يعني ساعتهاي پاياني پنج شنبه شب] اما اين زلزله تلفاتي نداشت. تا صبح، چند بار ديگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلي در ساعت 28/5 بامداد جمعه [چند ساعت بعد از آن ملاقات] اتفاق افتاد كه اكثر خانههاي شهر بم را ويران و شهر بم را به يك مخروبه تبديل كرد.
اخبار مربوط به زلزله، پيش از ظهر جمعه [چند ساعت بعد از وقوع] بصورت خبر فوري در تلويزيون اعلام شد.
پنج شنبه شب [شب قبل از زلزله] بعد از پايان جلسه، او از يكي از همراهان سؤال كرده بود كه آيا چيزهايي را كه صبح [صبح 5 شنبه] به او گفته است بخاطر دارد و ايشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از اين قرار بود كه او صبح پنج شنبه [يك روز قبل از زلزله بم] با ايشان [يكي از همراهان] تماسي تلفني داشته است و در آن تماس تلفني با تأكيد به زلزله اشاره ميكند [نقل مطلب از زبان اين همراه] : «او پنج شنبه صبح ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسيد «بيداري؟» و سپس ابتداي سورة زلزال [سورهاي كه موضوع اصلي آن زلزله است] را خواند و بعد سكوت كرد. اين تماس، عجيب و بيسابقه بود چون او حرفي نميزد و عموماً سكوت كرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [آنگاه كه زمين لرزانده شود به سختترين لرزههايش] اشاره كرد. من منتظر بودم چيزي بگويد، فقط گاهي ميگفت «بيداري؟» و جمله كوتاه ديگري به اينكه ساعت را دقيقاً يادداشت كنم. در همان فاصله زماني [يعني دو سه دقيقه بعد از ابتداي تماس او و اعلام آية اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بيست و پنج دقيقه] دو زلزله در نزديكي تهران اتفاق افتاد كه همة مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولين زلزله [كه چند دقيقه بعد از خواندن آيه بود] و يك دقيقه قبل از پايان تماس، او گفت «يك دقيقه ديگر تمام ميشود». من پرسيدم چه چيزي قرار است تمام شود؟ من چكار بايد بكنم؟ اما او جوابي نداد. يك دقيقه بعد، دومين زلزله كه قدرتش از زلزله اول هم بيشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضيح خاصي قطع شد. [اين دو زلزله هم تلفاتي نداشتند.]
چندين نفر ديگر گزارشهايي را دربارة روزهاي قبل از زلزله و در ارتباط با همين موضوع گزارش كردهاند، كه به آنچه تا اينجا گفته شد كفايت ميكنيم.
مرکز تحقیقات و علوم باطنی با همکاری نشریه علوم باطنی به زودی مسابقه استعدادهای باطنی و توان سنجی روحی برگزار می کند.
هنر رویا بینی

هنر رویا بینی (قسمت دوم)
همچون دیگر پدیده های باطنی، رویا بینی نیز تا کنون در سطح متعارف(عمومی و عامیانه)، نامتعارف(خاص و غیر عمومی) و اسراری به تجربه بشر رسیده است. براساس هنر رویا بینی در الاهیسم و آنچه دانش روح زایی در این باره بیان میکند، رویابینی و رویاها در سه حیطه کلی اتفاق می افتند.
حیطه اول، رویاهای مردمی است. این حیطه دارای دو سطح است، یک سطح آن شامل رویاهای عادتی و همه گیر است که تقریبا همه مردم آن را می بینند.
سطح دوم، رویاهای زنده و قطره ای است. رویاهای خاص که برای عده کمتری از مردم رخ می دهد. دو حیطه دیگر رویا عبارت است: از رویا بینی نبوی و هنر رویا بینی خلاق که هر یک از اینها نیز خود دارای حوزه ها و سطوح مختلفی اند. قاعدتاً همه شما کم و بیش با رویا بینی، آنطور که برای همه مردم اتفاق می افتد، آشنایی دارید این نوع خواب ها عموماً انعکاس تمایلات، ترس ها و فشارهای درونی انسان هستند. از چیزی می ترسیم و در عالم خواب، ترس خود را که اکنون به یک تصویر فیلم مانند تبدیل شده می بینیم. به چیزی میل داریم و نتوانسته ایم میل خود را آن طور که باید، به عمل درآوریم، بنابراین خواسته یا تمایل ما نیمه کاره مانده و سرکوب شده یا هنوز فرصت بروز پیدا نکرده( به هر دلیل) خودش به یک صحنه رویا تبدیل می شود. مجموعه چیزهایی که در طول بیداری توجه ما را به خود جلب می کنند و تفکر ما را به خود مشغول می سازند، اگر حسابشان در همان زمان بیداری تسویه نشود، خود را به شکل متناسب در عالم رویا بروز می دهند... بعد از رویاهای عادتی معمول که برای اکثر مردم رخ می دهد، گروه دیگری از رویاها قرار دارند که تعداد کمتری از مردم موفق به تجربه آن می شوند. این رویاهای خاص هستند و اما رویاهای خاص، این رویاها گاهی و آن هم برای معدودی از مردم اتفاق افتاده و ممکن است اتفاق بیفتد. اما همین گه گاه بودن چنین رویاهایی نشان دهنده آن است که می توان از راه هایی این حیطه رویا بینی را از طرق هماهنگی به کنترل درآورد به عبارتی چنین رویاهایی را به صورت کنترل شده و گزینشی تجربه کرد. در الاهیسم و دانش روح زایی، به چنین رویاهای خاصی " رویاهای زنده و قطره ای" گفته می شود. حیطه "رویاهای زنده" دومین حیطه از جهان رویا بینی است. اگر مرحله اولیه خواب دیدن را که رویاهای فراگیر و عمومی است . رویاهای مرده و نیمه جان فرض کنیم، رویاها پس از عبور از این مرحله عادتی و همگانی، به دلیل تماس با "آتش روح" دچار "تولد" شده و زنده محسوب می شوند... رویاهای زنده، همان طور که از نامشان پیداست زنده هستند، و بنابراین حامل قطراتی از نور و حیات می باشند. از این رو در روح زایی به آن ها رویاهای قطره ای هم گفته می شود. رویاهای قطره ای ممکن است برای هر انسانی رخ دهد، اما برای عده معدودی، این رویاها به صورت مکرر اتفاق می افتند، این قطرات نور که به صورت رویا تجسم پیدا کرده اند، می توانند حامل اخباری از گذشته و آینده باشند یا ناشناخته ها و ناگفته های زمان حال را بیان کنند. بسیاری از مردم ممکن است خواب هایی دیده باشند، عیناً یا مشابه آن اتفاق افتاده باشد یا در خواب متوجه چیزهایی شده باشند، که در بیداری قادر به دانستن آن ها نبوده اند. نمونه های زیادی وجود دارد که افراد در طول خواب قطره ای همیشه هشدارها و بشارت ها و دسترسی به اطلاعاتی درباره گذشته و آینده نبوده بلکه بعضی از این قطرات رویا، در درون خود، حاوی انرژی بوده اند. این شکل از رویاهای انرژیایی ممکن است برای رویابین، انرژی شفابخش یا مخرب را به ارمغان آورده باشند، حتی شکلی از رویاهای انرژیایی وجودارد که شخص بعداز دیدن آن، تا پایان عمر خود واجد نوعی انرژی(و اکثراً شفابخش) بوده است. بنابراین شخص بعد از دیدن چنین رویایدر اثر ارتباط گرفتن از طریق این رویا به یک شفادهنده(با انرژی محدود) تبدیل شده است...
رویاهای زنده گاهی می توانند به صورت مشاور و راهنما عمل کنند، یعنی براساس آنکه زنده اند، در طول بیداری ، رویابین بر اثر تمرکز برآن، با آن مشورت کرده است و از طریق آن راهنمایی شده است. چنین رویاهایی، حتی گاهی در طول زمان نقش یک معلم را برای فرد ایفا کرده اند. به عبارتی شخص، رویایی دیده است که این رویا در شرایط مختلف، به صورتی راهگشا و راهنما تفسیر و تعبیر می شود. این گونه رویاها( رویاهای زنده و قطره ای) در مواقعی توانسته اند به عنوان واسطه ای بین انسان و موجودات غیبی و به ویژه ارواح مردگان عمل می کنند، در این شرایط، رویا بین از طریق خواب خود توانسته است با ارواح رابطه برقرار کند یا اینکه ارواح با او ارتباط برقرار کنند، رویاهای قطره ای در واقع قطراتی هستند که از عالم غیب به سمت انسان می آیند اما این قطره ها ممکن است آن قدر قوی باشند که حتی انسان را، در حین رویا با خود به سفری در حیطه ها و زمان ها و مکان های دیگر ببرند، افرادی که در طول خواب، دارای تجارب واقعی (خروج از جسم) و سفر به نقاط دیگر شده اند، ممکن است با چنین قطره هایی برخورد کرده باشند... رویاهای زنده مستقیما آگاهی و هوشیاری انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهند و میزان درک انسان را (به طور کلی یا جزئی) تغییر می دهند. لذا بسیاری از رویا بینان، این موضوع (دگرگونی معرفت) را مهم ترین تاثیر رویا می دانند که البته این نگاه در بین همه گروه های رویا بینی عمومیت ندارد...
در اینجا قصد ندارم به همه مصداق های رویای زنده و قطره ای اشاره کنم: این چیزی است که همه ما با کمی دقت و جستجو در رویاهای خود یا خوابهای اطرافیان مان می توانیم فهرست اش را به دست بیاوریم. اما این نکته را نگفته نگذارم که اگر قدر رویاهای زنده و قطره ای را بدانیم و با آنها برخوردی قدرشناسه و توام با معرفت داشته باشیم. انتظار می رود که رویاهای ما مسیر تکاملی خود را با سرعت و جدیت بیشتری طی کنند، در این صورت، قطرات حیاتی نهفته در رویا بزرگ تر می شوند. ظرفیت رویاها برای حمل کردن قصدها و نتایج مختلف بیشتر می شود، کارهای بیشتری از رویاهای ما ساخته می شود و کارایی های آنها بالاتر می رود. رویاهای زنده نشانه ای از آن هستند که هنوز آتش روح ما خاموش نشده و روح ما هنوز زنده است(اما این، تنها نشانه آتش روح نیست) بنابراین می توانیم این آتش را فروزان تر کنیم: می توانیم جرقه را به صاعقه تبدیل کنیم و حتی با پرورش روح خود کرم شب تاب را به خورشید جهان تاب بدل نماییم... در این مقطع از رویا بینی(رویاهای زنده و قطره ای) رویاها می آیند و می روند. هر وقت بخواهند، دیگر نمی آیند. خیلی وقت ها خبری از آنها نیست و گاهی سر زده پیدایشان می شود .
این مرحله، ما هیچ کنترلی بر رویاهای خود نداریم حتی اگر برای کنترل شان دست به تلاش بزنیم یا در کمین شان بنشینیم(بخوابیم) تا بلکه آنها را در نور(چشمان) خود گرفتار کنیم، ممکن است دیگر هرگز به سراغ ما نیایند.
حالت رویاها در چنین وضعیتی مثل وقتی است که پرنده ای به سراغ ما می آید، یک وقت هایی می آید و یک وقت هایی نمی آید اگر هم متوجه بشود که خواسته ایم او را در تله بیندازیم شاید هیچ وقتنیاید. حتی اگر فضا را شلوغ کنیم و بقیه را هم از موضوع آمدن پرنده باخبر کنیم شاید، پرنده وحشت کند و دیگر پیش ما نیاید اما می توانیم کاری کنیمکه پرنده خودش از سر میل و اشتیاق هر چه بیشتر به ملاقات ما بیاید و به عنوان هدیه، او خبرهای بیشتری برای مان بیاورد و ما را به نقاط دوردستی ببرد به همین دلیل است که می گویم باید با رویاها رفتاری توام با معرفت و قدرشناسی داشته باشیم. در وقت دیگری اگر فرصت آن رخ دهد می گویم که باید با رویاها چطور رفتار کرد؟ چطور قدر آنها را دانست و قدرشناسی کرد؟ چگونه با آنها ارتباط داشت و چگونه با آنها زیست؟
این دانشی است که به درد همه مردم نمی خورد بلکه فقط به درد کسانی می خورد که درد آن را دارند. ولی کسانی که چنین دردی ندارند، این نکته را فراموش نکنند که حتی اگر آنان، به رویاهای زنده خود بی احترامی و قدرشناسی کنند و آنطور که باید با آنها رفتار نکنند، بزودی متوجه این واقعیت می شوند که رویاهای آنها خودشان مولد درد و زخم خواهند شد ما به عنوان بشر نیازهای زیادی داریم، و نیاز به دانستن بعضی از ناشناخته هایی که دانستن شان برای ما ضروری است و می توانند مسائل مهم ما را حل کنند. نیاز به ارتباط با وجوه دیگر این جهان: برای تجربه زندگی جدید، نیاز به تخلیه شدن از انرژی های مخرب. نیاز به کسب انرژی های زیستی، انرژی های که می توانند بعضی از مسائل مهم ما را حل کنند یا برخی از آرزوها و قصدهای ما را به تحقق برسانند.ما نیاز داریم که کانال ارتباطی با خود را در اختیار غیبی که ما را احاطه کرده است قرار دهیم تا غیببتواند، هر زمانی که بخواهد با ما گفتگو کند: چیزهایی که می خواهد برای مان بفرستد و پیام های ما را بشنود ما نیازهای بسیاری داریم که از راههای دیگر تامین نشده اند یا نمی شوند و هنر رویابینی( و نخست، رویاهای زنده) راهی برای پاسخگویی به این نیازهاست.
از طریق هنر رویابینی ما می توانیم مسائلی را از زندگی خود حل کنیم که حتی تصور آن مشکل است. با استفاده از امکان رویاها که در اختیار تقریباً همه ما قرار دارد، می توانیم کاری کنیم که بیش از این حتی در رویاها هم ندیده ایم این اولین قدم راه رویاهاست: "رویاها را جدی بگیریم"
براساس تعلیمات ایلیا"میم"رام الله
(برگرفته از درس های روح زایی و هنر رویا بینی خلاق)
شرح و بازنویسی: پریا(شباب حسامی
مسابقه علوم باطنی

همانطوری که به اطلاع دوستان رساندم بدلیل اینکه سایت مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی فیلتر شده بود، که در کار تکمیل فرم ثبت نام برای شرکت در جلسات معارفه وقفه ای همچنین در برنامه های سایت تاخیر ایجاد کرده بود به همین دلیل دو سایت دیگر در کنار سایت اول راه اندازی و فعال شده و مجددا کار ثبت نام راه افتاده. لطفا در اسرع وقت فرم تکمیلی ثبت نام را در لینک آدرس زیر پر کرده و به آدرس ایمیل سایتهای زیر ارسال نمایید. با تشکر. صالح زاده
آدرس فرم تکمیلی ثبت نام: http://www.mediafire.com/?z1wrcjuj9jyvgq1
http://www.oloomebateni.com/
http://www.oloombateni.com/
http://www.oloomebateni.net/
رویا و رویا رویی دیدگاهها (قسمت اول)
فرم زیر جهت تکمیل اطلاعات شما شرکت در مسابقه بزرگ مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی
به نام خدا
فرم ثبت نام تکمیلی برای اعضای ثبت نام شده
در مسابقه استعدادهای باطنی و توان سنجی روحی
ثبت نام کننده گرامی:
فرم زیر جهت تکمیل اطلاعات شما شرکت در مسابقه بزرگ مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی می باشد، لذا خواهشمند است برای شرکت در جلسه معارفه فرم را پر کنید و در اسرع وقت به آدرس ایمیل info@oloomebateni.com ارسال نمایید.
براي دريافت فرم ، اينجا كليك كنيد
در صورت تمایل آدرس تویتر، فرندفید، سایت، وبلاگ یا... خود را نیز ارائه دهید
مدیریت سایت مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی بدینوسیله اعلام می کند، اطلاعات شما نزد این سایت بصورت امانت محفوظ می ماند و تحت هیچ شرایطی در اختیار هیچ گروهی، ارگان، سازمان و یا نهاد یا... دیگری قرار نخواهد گرفت.
لینک فورشیرد:
http://www.4shared.com/document/ELzPQDzp/forme_sabet_baraye_2.html
آدرس ایمیل مركز : info@oloomebateni.com
فرم ثبت نام تکمیلی برای اعضای ثبت نام شده
در مسابقه استعدادهای باطنی و توان سنجی روحی
ثبت نام کننده گرامی:
فرم زیر جهت تکمیل اطلاعات شما شرکت در مسابقه بزرگ مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی می باشد، لذا خواهشمند است برای شرکت در جلسه معارفه فرم را پر کنید و در اسرع وقت به آدرس ایمیل info@oloomebateni.com ارسال نمایید.
براي دريافت فرم ، اينجا كليك كنيد
در صورت تمایل آدرس تویتر، فرندفید، سایت، وبلاگ یا... خود را نیز ارائه دهید
مدیریت سایت مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی بدینوسیله اعلام می کند، اطلاعات شما نزد این سایت بصورت امانت محفوظ می ماند و تحت هیچ شرایطی در اختیار هیچ گروهی، ارگان، سازمان و یا نهاد یا... دیگری قرار نخواهد گرفت.
لینک فورشیرد:
http://www.4shared.com/document/ELzPQDzp/forme_sabet_baraye_2.html
آدرس ایمیل مركز : info@oloomebateni.com

بمبهاي خفه كننده. براي كساني كه در سنگرهاي زيرزمين يا غارها پنهان شدهاند. بمبهايي كه ميتواند محيط را بهسرعت از اكسيژن تخليه و پناهگرفتگان را خفه كند.
حسگرهاي تنفسي كه قادرند بهواسطةبوي مخصوص تنقس دشمن معلوم (كه مي تواند يك شخص يا نژادی خاص باشد) از طريق هوا، او را شناسايي كرده و براي مورد اصابت قرار گرفتن، تشخيص دهند.
موشكهاي شبه ليزري كه با تششعات خود، بدون آسيب رساندن به تأسيسات، و با توليد حرارت بسيار بالا، بدن دشمن را ميسوزانند و او را از بين ميبرند.
و چندين چشمة ديگر… و سرانجام طرحهاي جنجالي سلاحهاي هستهاي كوچك كه حتي ميتوانند تا حد مدل شكلي يك موشكانداز استينگر،كوچك شوند و قادرند سنگرها و پناهگاههاي زيرزميني و ضدهستهاي را هم ويران كنند.
اگر شما جاي من بوديد چه فكر ميكرديد؟ مخاطب اين دندان نماييها كيست؟ بهنظر من، آمريكا بدون آنكه بلندبلند بگويد، چند سالي است كه استراتژي جديدي را اتخاذ كرده است. و آن، تهديد رهبران است. مردم معمولي كه سنگر ضدهستهاي و زيرزميني ندارند تا از تكنولوژي سلاحهاي هستهاي و زيرزميني كوچك ناراحت شوند. كسي با آنها كاري ندارد چه برسد به اينكه بخواهند از گلولههاي هوشمند، بمبهاي خفهكننده، زيردرياييهاي مينياتوري يا هواپيماهاي بسيار كوچك بترسند. آمريكا در حال دور زدن كشورهاست. او بهصورت غيرمستقيم سياست ارعاب و تهديد رهبران را درپيشگرفته است. اينكه، حواستان باشد اگر زير زمين يا در اعماق دريا برويد، اگر با محافظان بسيار احاطه شويد، اگر در غارها پنهان شويد، اگر نفس هم بكشيد شما را پيدا ميكنيم و از بين ميبريم. پس با ما همراه شويد و مخالفت نكنيد.
اين سياست به صورت مدل، توسط مسئول اجرايي آمريكا در خاورميانه يعني اسرائيل انجام شد. سياست ترور رهبران مبارز فلسطيني. اين مدل كه آمريكا آشكارا آن را حمايت ميكرد پيامي بود به رهبران و شخصيتهاي بين المللي كه حواستان باشد. مسير قانوني آن هم در آمريكا هموار شد. قانون آمريكا اجازه داد تا مخالفان آمريكا و كسانيكه در دادگاههاي آمريكايي محكوم ميشوند، از كشورهاي خود ربوده و در آمريكا محاكمه شوند، در غيراينصورت مورد هدف قرار گيرند.
از طرفي مطمئناً روسها و چينيها و بعضي از ديگران در طول اين مدت مشغول خيالبافی نبودهاند... همچنين هر عملي عكسالعملي دارد. يك قاعده ميگويد هرچه پليسها قويتر شوند، دزدها هم قويتر ميشوند بنابراين بايد به طراحان اين استراتژي تسليت گفت چون هم آنها بودهاند كه باعث تجهيز تروريستها به سلاحهاي پيشرفته و مرگبار شده و ميشوند. فكرش را بكنيد كه اگر تروريستها به بمبهاي كثيف يابه سلاحهاي ميكروبيمجهز شده يا مجهز شوند چه جهنمي در انتظار سيبلهاي بزرگي مثل آمريكا و اروپا خواهد بود …
بگذريم اما نگذريم. به آقاي پوتين پيشنهاد ميكنم كه خود را بيش از حد سرگرم استراتژي سپر دفاع موشكي نكند. آقاي پوتين! درست است كه به موازات پيشرفت آمريكاييها در طرح مذكور تو بايد سرعت موشكهاي قارهپيماي خود را بالا ببري (البته به نظر من اين درست نيست) اما مواظب باش كه يك چشم باقيمانده را از درون كشورت از دست ندهي. سونامي اندونزي نه، سونامي گرجستان و اكراين و قرقيزستان را ميگويم. درست است كه سرعت اين سونامي كم است اما مواظب باش شايد طرحهاي ديگري هم در كار باشد. نظرت دربارة روسيه سفيد چيست ؟ بد اكرايني نيست. چچن چه طور؟ چقدر اسمش شبيه افغانستان است !...
برگرديم به واكنش روسيه در برابر هنرنماييهاي نظامي آمريكا. روسيه در برابر اين نعرههاي خاموش آمريكا سكوت نكرد بلكه آنها هم كارهايي را به انجام رساندند. بهعنوان مثال، اخيراً روسها، بمبافكنهاي استراتژيك خود را به موشكهاي كروز كه ميتوانند از هزاران كيلومتر دورتر، به دشمن حمله كنند مجهز كردند و با اينكار خود، بهانحصار آمريكاييها در اين زمينه پايان دادند. زيرا پيش از اين،تنها بمبافكنهاي فوقمدرني مانند استيلث بي.2 قادر به استفاده از چنين موشكهايي بودند.
همچنين پوتين در ماههاي گذشته چندين بار اعلام كرده است كه روسيه تازهترين سيستمهاي راكت هستهاي خود را آزمايش كرده است و اين خبريست كه مجدداً آمريكاييها را گيج كرده است. او از موشكهاي جديدي خبر داد كه ميتوانند در سپر دفاع موشكي آمريكا نفوذ كنند و نيز موشكهاي بالستيك بين قارهاي كه با استفاده از فنآوري موشك كروز ميتواند پس از ورود مجدد به جو زمين با حركتهاي زيگزاك، از تيررس موشكهاي رقيب فرار كند. او ادامه داد كه در دو سال آينده وحشتناكترين و نيرومندترين موشك متحرك بين قارهاي خود را خواهد ساخت. و دو خبر ديگر را بدون آنكه بگويد عملاً نشان داد. حمل موشكهاي ( بسيار مخرب ) دوران شوروي سابق توسط بمب افكنهاي استراتژيك؛ و آزمايش موشك قاره پيماي «آر.اس.20» معروف به «موشك شيطان». موشكي كه از بعضي از جنبهها از جمله توانايي حمل كلاهكهاي تقسيم شونده، در جهان بيرقيب است ...
آيا واقعة سالن تئاتر مسكو يادتان هست؟ حادثهاي كه در آن، روسهابا آزمايشو تجربة نوعي سلاح شيميايي كه قرار بود فوراً دشمن را خواب كند، دوستان و دشمنان را با هم در چنان خواب عميقي قرار دادند كه دهها نفر از آنها هرگز از خواب بيدار نشدند و جان سپردند. اين يك زاوية تسليحاتي جديد بود كه روسها مجبور شده بودند خود را لو دهند. مدتي بعد، پنتاگون، بهصورت جسته گريخته و چند ماه بعد بصورت يكجا، خبر از طرحهاي توليد بعضي از تسليحات نامتعارف و در عين حال بامزه داد. ببينيم بعضي از آنها چه بودند.
بمب همجنس گرايي. وقتي اين بمب در جبهة دشمن منفجر شود، سربازان دشمن را از لحاظ جنسي نسبت به همقطاران خود مقاومتناپذير ميكند. اينكار بهخرد شدن روحية دشمن و پيامدهاي متعدد بعدي، منجر ميشود. آنها در طراحي « بمب عشق » از نوعي مادة شيميايي شهوتزا استفاده كردند كه رفتارهاي همجنسگرايانه را بهطور گستردهاي در بين سربازان برميانگيزد و به آنچه نظاميان «ضربة ناگوار اما غيرمرگبار» ميگويند،ميانجامد.
بوياب. سلاحي كه سربازان دشمن را از بوي بد دهانشان تشخيص ميدهد. (اين با سلاح مشابه قبلي متفاوت است)
سلاح شيميايي «نيشم بزن؛ گازم بگير» ميتواند جمعيت زنبورهاي خشمگين يا موشهاي عصباني را بهسوي نيروهاي دشمن جذب كند. و مادة ديگري كه ميتوانست پوست بدن را بهنحو تحملناپذيري در برابر تابش آفتاب حساس كند.
اما سلاحهاي ضعيفتر هم وجود دارد. مثل بمب «كي بود؟ كي بود؟ من نبودم» همانطور كه از اسماش پيداست ميتواند دشمن را بهنفخ شديد و مسائل بعدي آن دچار كند.
و نسلي از سلاحهاي جاسوسي و ميكروبي كه بهجاي بمبافكنهاي استراتژيك و موشكاندازهاي عظيمالجثه عمدتاً توسط حشرات حمل ميشوند. حشرات آلودهاي كه ميتوانند عوامل كمي كشنده تا بسيار كشندة ميكربي را با خود حمل كنند. سوسكهايي كه با خود، دستگاه شنود به همراه دارند. مگسهايي كه نيش آنها ميتواند تبها و تبخالهاي مرگبار را بوجود آورد يا مردان و زنان را عقيم كند. و دهها سلاح ديگر.
اما شما دربارة آينده چه فكر ميكنيد ؟ بهنظر شما ابرسلاحهاي واقعي كدامها هستند؟بعضيها معتقدند كه منجيان بشر با پيشرفتهترين سلاحها به نجات بشر خواهند شتافت. بيشرفتهترين سلاحها كدام است؟ آيا فكر ميكنيد پيشرفتهتر و قويتر از توانمنديهاي باطني و نيروهاي... دروني انسان، سلاحي وجود دارد؟ كدام تجهيزات نطامي يا غيرنظامي ميتواند با كمترين توانمندي در زمينة «انتقال فكر و اراده از راه دور» يا «انتقال بيماريها و اختلات مختلكنندة جسمي و رواني از راه دور» برابري يا مقابله كند؟ كدام ابزار فوقمدرن جاسوسي توانايي مقابله با قدرت تلهپاتي يا نيروي ديد مضاعف و رؤيت از فاصله را دارد؟...
ناجيان جهان و مردان خدا كه براي نجات بشر و زمين عيان خواهند شد، نيازي به موشك يا سپر دفاع موشكي ندارند. آنها قادرند موشكها را توسط خود دشمن و در خانة دشمن منهدم كنند. آنها احتياجي به بمبهاي هيدروژني و نوتروني نخواهند داشت زيرا قدرتي فراهستهاي در كلام آنان نهفته است. «تصور ميكنيد قدرت و هوشمندي يك ابرانسان نسبت به همة انسانها چگونه است؟ اين مانند مقايسهاي بين دانايي و توانايي يك انسان با توانمندي همة مورچههاي كره زمين است. در صورت لزوم يك انسان دانا ميتواند مقتدرانه و با قدرت كامل بر مورچههاي روي زمين غلبه كند... همة سلاحهاي مدرن و فوق مدرن انسان در برابر يك ابرسلاح و همة انسانها در برابر يك ابرانسان داراي چنين حكايتياند».
و كدام ابرقدرت ميتواند بر مردمي غلبه كند كه اتحادشان و توكلشان به خداوند است و درِ دعا به رويشان باز است؟ در اين جنگل پرخط، ما يك راه بيشتر نداريم، توكل به خدايي كه در درون ماست و پذيرفتن قابليتها و نيروهايي كه در خود داريم و تلاش براي فعالسازي و كنترل آن نيروها. ما نبايد بترسيم چون به ما گفته شده كه «خدا با ماست اگر با خدا باشيم»پس«الهي با تو هستم، با من بمان».
سلاحها و ابر سلاحها تاليف: پِريا (شباب حسامي)

سلاحها و ابر سلاحها تاليف: پِريا (شباب حسامي)
مقالة سلاح ها و ابرسلاح ها داراي دو قسمت است. در قسمت اول كه مقدمهايست براي قسمت دوم، روند پيدايش سلاحهاي مدرن و فوقمدرن موردنظر قرار ميگيرد و جريان رقابت تسليحاتي جديد بهصورت اشارهاي بازگو ميشود. در قسمت دوم مقالة نسل سلاحهاي كهن _ جديد كه عموماً سلاحهايي باطني و متكي به توانمنديهاي ذهني و نامتعارف انسانياند، مورد بررسي قرار ميگيرد كه در پايان به بحث ابرسلاح و فتح جهان ختم ميشود. براي ارتباط با قسمت دوم، خواندن قسمت اول، اگر چه ممكن است غيرباطني بهنظر بيايد، لازم است. به نظرم همين بحث اول هم، هشدارهايي باطني را در دل خود دارد.
«پِريا»
يكي از عوامل تعيين كنندة معادلات سياسي و اقتصادي كه نقش عمدهاي در سرنوشت كشورهاي مختلف داشته است موضوع سلاحها و تجهيزات تهاجمي و تدافعي است. براي پيبردن به اهميت موضوع كافيست بهياد بياوريم كه سرنوشت جنگ جهاني دوم را با آن همه ويراني و ميليونها كشته، در واقع يك چيز تعيين كرد: «بمب اتمي». همين سلاح جديد، ژاپنيهاي سختكوش و مبارز را وادار كرد تسليم شوند و صلح تحميلي را كه دست كمي از شكست نداشت بپذيرند.
آلمان و هيتلر در جنگ جهاني دوم مغلوب شدند اما اگر آلمان به تجهيزات و مخصوصاً موشكهايي كه در فكر تهية آن بود مجهز ميشد، اگر آلمان داراي سلاح اتمي بود هرگز اين اتفاق برايش نميافتاد. دربارة صدام هم همين موضوع صادق بود. اگر عراق داراي تجهيزات پيشرفته و از آن جمله سلاح اتمي بود، آمريكا جرأت نزديك شدن به مرزهاي او را نداشت. درواقع فاصلة بين تصميم آمريكا براي حمله تا اجراي حمله به عراق، فرصتي بود براي تحقيق و جاسوسيدر اين مورد كه آيا عراق داراي توان نظامي بازدارنده است يا نه ؟ بقية حرفها، اينكه مي خواهيم مطمئن شويم كه صدام پسر خوبي است يا بچة بدي است، فقط بهانه بود تا نتايج جاسوسي تكميل شود.
در واقع بعد از انفجار اتمي ژاپن، رقابت تسليحاتي ابتدا به صورت پنهاني و سپس آشكارا شروع شد و مهمترين وجه اين رقابت، به افزايش تعداد و قدرت تخريبي بمبها و سلاحهاي هستهاي و به موازات آن گسترش سلاحهاي ميكربي و بيولوژيكي بود. آمريكا و شوروي در خط مقدم اين مسابقة مرگ قرار داشتند كه بهدنبال اولي بلوك غرب و در پي دومي، بلوك شرق حركت ميكرد. صهيونيستها هم كه از هر دو طرف ميخوردند.
بمبهاي هيدروژني. بمبهاي نوتروني.سلاحهاي نوتروني، بمبهايي كه هر موجود زندهاي را مي كشد اما بههيچ موجود غير زندهاي آسيب نميرساند! همة ساكنان يك شهر بزرگ و يك كشور را در دم مي كشد اما بههيچ ساختمان و تأسيساتي آسيب نميرساند. اين حركت جنونآميز در توليد سلاحهاي اتمي (كه بهنظرم نه سلاحهاي كشتار جمعي بلكه «سلاح كشتار ملتي» است ميتواند در آن واحد يك ملت را نابود كند) آنقدر شديد شد كه خود صاحبان قدرت را بهوحشت انداخت. يك جايي بايد كار تمام ميشد. يكي از دو طرف ميبايست به يك سلاح يا فنآوري فوق هستهاي يا بهعبارتي ابرسلاح دست پيدا ميكرد.
بعد از مدتي كرملين از سلاحي به نام ماشين روز قيامت حرف زد. آنها ميگفتند كه سلاحي در اختيار دارند كه اگر فعال شود روز قيامت را در كرة زمين حادث ميكند. ماشيني كه اگر فعال شود ديگر نميتوان از ادامة كار آن جلوگيري كرد و جهان را نابود خواهد كرد.
ريگان از طرحي افسانهاي سخن بهميان آورد. جنگ ستارگان. طرحي كه اگر عملي ميشد ميتوانست قدرت بمباران و موشكباران حريف را بهطور كامل فلج كرده و او را در خانة خود محكوم به مرگ كند. وقتي ديكتاتور روسي اين را شنيد گفت فكر نكنيد ما در كرملين نشستهايم و دست روي دست گذاشتهايم و چرت ميزنيم. آمريكاييها گفتند با اينحال ميتوانيم بشقاب جلوي دست رهبر شوروي را هدف بگيريم. شورويها گفتند قبل از اينكه آنها بخواهند چنين تصميمي بگيرند ما آنها را از صفحة روزگار محو خواهيم كرد …
اين وسط يك اتفاق ديگري افتاد. غول بزرگ بلوك شرق از هم پاشيد و فقط يك چشم آن باقي ماند. آمريكاييها بلوك شرق را دور زدند. در بحبوحة مسابقة تسليحاتي و در غفلت غول شرقي،آنها نبرد اقتصادي، فرهنگي و ايدئولوژيك خود را با وحدت و شدت هر چه تمامتر آغاز كرده بودند. غول بزرگ بلوك شرق مواظب دستهاي حريف بود و نگاهش به مشت حريف دوخته شده بود اما يكدفعه ديد زمين زير پايش خالي شد و پاهايش خرد شد و به زمين افتاد. ديوار برلين فرو ريخت. آلمان غربي و شرقي متحد شدند. گورباچف گفت ارتش سرخ (كه در آلمان شرقي مستقر بود) سرجايش خواهد ماند اما هذيان ميگفت: گرجستان و اوكراين هم از شوروي جدا شد. كشورهاي آسياي ميانه هركدام طبل جديدي خريدند و نواختند. چك اسلواكي به چك و اسلواكي تبديل شد. ليتواني، مولداوي، روسيه سفيد و حتي چچن هم با وطن مركزي وداع كردند. لهستان، مجارستان و روماني هم همان راهي را رفتند كه ديگر بردگان پيشين كمونيست طي كردند. يوگسلاوي، هم از پدر جدا شد، هم بدن خودش چند تكه شد...
حالا غول غربي خود را به روي غول شرقي استخوان شكسته انداخته بود و داشت قسمتهاي مختلف بدن او را ميبلعيد. از آن بدن، فقط يك چشم باقي ماند كه اسماش روسيه بود. در عوض، آنقدر بدن غول غربي بزرگ شد كه سايهاش روي بيشتر نقاط جهان افتاد. دنياي دوقطبي، تك قطبي شد. آمريكا.
(اميدوارم در فرصت ديگري داستان فروپاشي شرق قديم و شكل گيري غرب جديد را بگويم. داستاني كه با آنچه از رسانهها شنيدهايد متفاوت است. در اينجا چون ميخواهم بيشتر دربارة سلاحها حرف بزنم درباره آن داستان، حرفي نميزنم.)
و حالا رقابت ميان يك چشم و يك غول. جرج بوش پسر دوباره از طرح جنگ ستارگان و سپر دفاع موشكي سخن بهميان آورد اما تواماً گفت كه ميخواهد با يك چشم دوست باشد. آمريكا و روسيه در ظاهر با هم دوست شدند اما نبرد پنهاني براي نابودي باقيماندة حريف شرقي همچنان ادامه داشت. آمريكا هر از چند گاهي يك چشمه از خود نشان ميداد تا هم روسيه را محك زده باشد، هم براي ديگر كشورها عرض اندامي كرده باشد.
چندآزمايش اولية سپر دفاع موشكي، ناموفق از آب درآمد اما بالاخره آزمايشها مثبت شد. رقابت تسليحاتي جديد، دوباره شروع شد. رئيس ستاد مشترك ارتش روسيه گفت كه ما طرحي سه مادهاي داشته و داريم كه از طريق آن ميتوانيم سپر دفاع موشكي را خنثي كنيم. آمريكاييها باورشان نشد. پوتين گفت به زودي ارتش خود را به سلاحي استراتژيك مجهز ميكنيم كه تا سالها ميتواند امنيت ما را تضمين كند. باز هم آمريكاييها باورشان نشد. بنابراين به آزمايشهاي خود ادامه دادند. اما اينبار روسيه دست به آزمايشي جديد زد. آنها موشكي را امتحان كردند كه سرعتش دور از پيشبيني آمريكاييها بود و اين يعني مختل كردن طرح سپر دفاع موشكي. سرعت زياد مانع از امكان رهگيري و هدفگيري موشكهاي فرضي دشمن، توسط ليزر ميشود. آمريكاييها گيج شدند ولي همچنان به همان چشمهنماييها ادامه دادند.
از جملة اين چشمهها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
ساخت تفنگ و گلولة هوشمند. گلولهاي كه ميتواند هدف متحرك خود را تعقيب و دنبال كند. اين هشداري بود به رهبران و شخصيتهاي بينالمللي. هشدار! اگر بخواهيم، حتي با وجود هزاران محافظ، شما را هدف قرار ميدهيم.
رباطهايي كه بعد از پرتاب از هواپيما ميتوانستند در سنگرهاي دشمن نفوذ كنند و اهداف تعريف شدة خود را (حتي بر حسب تصوير) نابود كنند. همچنين ماشينهايي كوچكي كه با چتر بهزمين ميرسيدند و بهصورت هوشمند تانكها و ماشينآلات نظامي دشمن را دنبال ميكردند و وقتي آنها را پيدا ميكردند، به انهدامشان دست ميزدند.
هواپيماهاي بسيار كوچك و ظريفي (تا حد چند سانتيمتر و باندازة يك پرندة كوچك) كه قادر بودند با سرعت و ارتفاع بسيار بالا يا بسيار پائين حركت كنند و علاوه بر جاسوسي و شناسايي، دشمن را مورد هدف قرار دهند. بدون سرنشين و با كنترل از راه دور.
اشتراک در:
پستها (Atom)
