ذهن انسان که از آن به اقيانوس آگاهی تعبير شده است منبع عظيمی از دانسته
هاست.« ذهن با تجربة آگاهي ماورايي به تحقق نفس نايل مي‌شود و رسيدن به چنين مرحله‌اي همانند فتحي بزرگ است. چرا که خود فروتر به خود برتر فراز مي‌آيد. پس از اين پيروزي است که ذهن به مرحلة کيهاني با آگاهي خالص عروج مي‌کند و از اين پس هشياري کيهاني پشتيبان زندگاني هر روزۀ ما در همه ابعادش مي‌شود و در تمامي عرصه‌هاي جهان نسبيت ما را ياري و حمايت مي‌کند ».
حدود بيست سال پيش در بسياري از جوامع غربي، علي‌الخصوص جوامع علمي و خبري شايعاتي داغ بر سرزبان‌ها بود که خبر از مبارزانی می‌داد که سلاح‌شان چیزی نبود جز توانمندی‌های باطنی آنها. اخبار و پیشگویی‌هایی دربارة ابرسايكيكها، جاسوسي از طريق افراد سايكيك و قابليت‌هاي فرارواني آنها، مشاهده از راه دور، جنگ افزارهاي فرارواني و كنترل ذهن بوسيلة پ...ديده‌هاي فراروان‌شناسي. بدون شك این مطالب در آن زمان گيج‌كننده به ‌نظر مي‌رسيدند و تصور به حقيقت پيوستن چنین نظرياتي كه عنوان مي شد، وحشت انگيز بوده‌اند...
اما با همة اين اوصاف، امروزه شواهد محكمي وجود دارد كه نشان مي‌دهند اين شایعات و پيش‌گويي‌ها از مرز ميان علم واقعي و علم تخيلي فراتر رفته و بسياري از آن‌ها كه روزي خيالي بيش بنظر نمي‌رسيدند، به واقعيت پيوسته اند. هم‌ اينك اخطاري كه در آن روش‌ها دربارة خطر به‌كارگيري نيروهاي سايكيك ‌داده شده، واقعیت یافته است. «صرف بودجه‌های کلان، ايجاد آزمايشگاه‌های بسيار مجهز، محرمانه شدن تحقيقات، جذب افراد مستعد از سراسر جهان به مراکز تحقيق در برخی کشورها، اشارات کنترل نشده برخی از رهبران سياسی به دانش و ابزار آن، اعترافات برخی از دانشمندان مشهور به واقعيت‌های مربوطه، نشانه‌هايی از آنچه در پشت پرده می‌گذرد، دارد. بطور مثال چند سال پيش يکی از دانشمندان برجسته آمريکايی پس از اختلاف نظرهايی که با سازمان سيا داشت، در مطبوعات آمريکا اعلام کرد که سيا بيش از دويست هزار نفر از سوژه‌های سايکيک را در اختيار دارد و در بسياری از عمليات‌ سيا در سطح جهان از اين افراد به ‌صورت مشورتی يا اجرايی کمک گرفته است». همه و همة اين اطلاعات تأكيدي ا‌ست بر واقع شدن پيشگويي‌هايي كه دربارة آيندة به‌كارگيري از نتايج تحقيقات فرارواني شده‌‌اند كه البته آن پيشگويي‌ها نيز بياني‌ بوده از آنچه كه عيان است.

نورخواری

نورخواري يكي از روش‌هاي الاهيسم باطني (روح‌زايي) است كه قدمت آن همچون ديگر شيوه‌هاي روح‌زايي به هزاران سال مي‌رسد. حتي در دانش مدرن هم نوردرماني به‌عنوان يكي از روش‌هاي پزشكي مكمل به‌كار مي‌رود با اين توضيح كه تفاوت‌هاي زيادي ميان نوردرماني به‌معناي مصطلح آن و نوردرماني الاهيسم (نورخواري) وجود دارد از جمله اين‌كه در نوردرماني رايج تأكيد عمده بر استفاده از نور خورشيد و نيز اشكال رنگي _ نور خورشيد مي‌باشد. اصلي‌ترين توصيه‌اي كه در نوردرماني رايج وجود دارد استفاده از حمام آفتاب است اما آنچه در روح‌زايي با عنوان نورخواري مي‌شناسيم داراي جنبه‌هاي بسياري است كه صرفاً‌ يكي از اين جنبه‌ها نورگيري مستقيم از خورشيد است. در نورخواري روح‌زايي علاوه بر نورگيري مستقيم از خورشيد، روش‌هاي غيرمستقيمِ بهره‌گيري از خورشيد و نيز نورگيري از ستارگان نيز وجود دارد. اين مرحله از نورخواري نورخواري ارضي و ظاهري محسوب مي‌شود. استفاده از انواع چيزهايي كه نوراني محسوب شده و نور را در خود ذخيره كرده‌اند مي‌تواند از راه‌هاي غير مستقيم_ برخورداري از نور خورشيد و ستارگان باشد. خوردن ميوه‌ها، گياهان، آب چشمه‌ها، جوانة گندم و گياهان ديگر، عسل، روغن‌هاي گياهي و به‌ويژه روغن زيتون ( … ) تماس داشتن با خاك، درختان، كوه‌ها و آب‌هاي زنده(و به‌طوركلي گشت و گذار در كوه و طبيعت) و هم‌چنين راهپيمايي در زير نور ستارگان و در زير برف و باران از جمله راه‌هاي غيرمستقيم نورخواري ارضي است. سطح دوم نوريافتگي نورخواري سماوي و باطني است. در اين سطح فرد تلاش مي‌كند تا خود را هر چه بيشتر از نورِ دروني بهره‌مند سازد و نورِ هر چه بيشتري را در درون خود ذخيره نمايد. علاوه بر روش تغذيه و تماس‌هاي نوراني (به ترتيبي كه گفته شد) سطح دروني‌تر اين تماس و تغذيه در حوزة نورخواري باطني قرار داشته و در اين راستا تأثيرات واضح و فاحشي دارد. استفاده از مراقبه‌هاي نوراني، انديشه‌هاي نوراني، كلام نوراني و در رأس آن كلمات نوراني كه همانا نام هاي نوراني خداوند است، از شيوه‌هاي نورخواريِ باطني محسوب مي‌شود كه در توصيه‌هاي كاربردي نورخواري وجود دارد. دربارة اين روش‌ها و روش‌هاي ديگر نورخواري آنچه گفته شد اشارة گذرايي بود كه نياز به شرح و توضيح كافي دارد و البته اين توضيح خارج از ظرفيت اين معرفي كوتاه است. اما قبل از خاتمة اين گفتار بهتر است براي آشنايي هر چه بيشتر با نورخواري ( در روح‌زايي) چند آموزة مرتبط با آن بيان شود. اين آموزه‌ها برگرفته‌اي است از تعليمات ايليا «ميم». به نور ارضي و ظاهري راضي نشو و از نور سماوي و باطن سرشار شو. آن وقت است كه نور خدا، نور زنده و زنده‌كننده، نور زندگي در تو پديدار مي‌شود و زندگي مي‌كند. هم از نور خورشيد بخور و هم از ستارگان كه اين نورها يكسان نيستند اما اصل نورخواري را در تغذيه از نور خدا نگاه‌دار. براي نورخواري، از غذاهاي زنده و نوراني تغذيه كن چيزهاي نوراني بخور، كلام نوراني بگو و به انديشه‌هاي نوراني بينديش. پس غذاهاي ظلماني و مرده را كه نور را مي‌زدايند و در خود مي‌بلعند ترك كن. چيزهايي كه نور را در خود صيد كرده‌اند تو آن‌ها را صيد كن. ميوه‌ها و گياهان و آب‌هاي نور گرفته … روح مي‌تواند مانند آسمان صاف و بدون باران باشد و يا اينكه دچار ابرناكي شود و ابر نوراني در آن پديدار شود و بارش‌هاي نوراني فروريزند. بدن انسان پر از حجاب‌هاي ظلماني است كه جلوي جريان يافتن نور، جلوي ورود نور و تابش نور را مي‌گيرند. اين حجاب‌هاي ظلماني خيلي راحت‌تر از آن‌طوري كه ساخته مي‌شوند از بين رفتني‌اند. وقتي به غذاي خود نگاه مي‌كنيد نور را در آن بيابيد و ببينيد كه نور غذا را مي‌خوريد. بنابراين هنگامي كه تاريكي را در غذاي خود ديديد آن را نخوريد و به كسي ندهيد كه بخورد. بگذاريد روح‌هاي تاريك از آن تناول كنند چون به آن نيازمندند.‌
براساس تعليمات استاد ايليا ميم رام الله
شرح و بازنويسي: پِريا

نشریه الکترونیک

با سلام به شما دوستان و علاقه مندان مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی

شما می توانید به آدرس ذیل مراجعه نماید و نشریه الکترونیک مرکز را از آدرس فورشیر دریافت نماید.
باتشکر مرکز تحقیقات و مطالعات علوم باطنی

...http://www.4shared.com/document/d7vc-xy4/E_zin-_aban89_2.html
مراقبه
ذهن ژرفترين اثر را بر بدن بر جای می نهد
‌‌گاه مراقبه را مترادف با آرام سازی می خوانند. هر چند هر دو حالت ممكن است باعث كاهش فشار خون و افزايش حس آرامش در فرد شود اما مديتيشن يا مراقبه در اساس از آرام سازی و شل كردن عضلات متفاوت است. آرام سازی يا تن آرامی را به صورت يك كاهش عمومی در سطح بيداری فيزيولوژيك تعريف می ك...نند. در اين حالت تعداد ضربان قلب و تنفس كم، فشار خون پايين و فعاليت مغز تحت رهبری امواج آلفاست. اين نوع امواج مغزی با فركانس معادل 8 تا 11 موج در ثانيه مشخص شده و نوعی هشياری خاموش را نشان می دهند. در اين حال عضلات لخت، دست و پاها گرم و ميزان تنش بسيار پايين است. اما مديتيشن يك حالت آرامش همراه با هشياری است. امروزه در دنيا تكنيكها و روشهای گوناگونی از مديتيشن مانند روشهای تمركزی، تفكری، تجسمی و مديتيشنهای مانترايی وجود دارند. سيستمهای درمانی ديگری (مانند هيپنوتيزم درمانی) نيز به كار می روند كه بر پايه توانايیهای ذهنی استوار هستند، كه در اين مجال به مواردی كه ذكر شده ، اكتفا می كنيم.
‌‌به طور خلاصه می توان گفت كه با كمی بررسی و تفحص درمی يابيم نيرو يا قدرت ذهن انسان از آنچه پنداشته می شود عظيمتر است و انسان امروز تنها از بخش كوچكی از ظرفيت آن بهره می جويد.
‌‌شايد در روزگاری نه چندان دور حيطة پهناور و بيكران جهان ذهن برای علم پزشكی و ديگر علوم بيش از پيش مكشوف گردد.
ادامه ...
بازخورد زيستی
قدرت ذهن می تواند منشأ پديده های غيرقابل توضيح باشد.
‌‌بازخورد زيستی يكی ديگر از روشهای درمانی است كه در آن برای كنترل بدن از ذهن استفاده می شود. اين روش به بازخورد اطلاعات دربارة فرآيندهای بيولوژيك بدن اطلاق می گردد و بر اين ايده استوار است: افرادی كه به آنها اطلاعاتی دربارة فرآيندهای داخلی بدنشان داده می ...شود، می توانند از اين اطلاعات در جهت يادگيری كنترل اين فرآيندها استفاده نمايند و بر اعمال غير ارادی بدن خود مثل ضربان قلب، فشار خون و امواج مغزی تسلط پيدا كنند. در بازخورد زيستی به كمك دستگاههای مخصوص، اطلاعات زيستی را از بدن بيمار می گيرند و به نحوی به خود او بازمی گردانند در نتيجه شخص می تواند آن اطلاعات را ببيند و بشنود. برای نمونه انقباض ماهيچه ها با روشن شدن چراغ يا صدای «بيب» در دستگاه مشخص می شود. شخص نخست علايم را می آموزد و بعد ياد می گيرد از طريق آزمون و خطا عملی را كه باعث به‌ وجود آمدن آن شده كنترل نمايد. بعد از تسلط بر اين مرحله ياد می گيرد كه اين روشها را در كارهای روزمره خود به‌ كار گيرد و يا مثلاً سوژه ای كه اطلاعات لازم دربارة نوسانات درجة حرارت دستهايش را (توسط وسيلة حساسی متصل به انگشتش) به روی صفحهای مشاهده می كند، می تواند بياموزد كه درجة حرارت بدن خود را بالا و پايين ببرد. به طريقة مشابهی افراد می توانند از اطلاعات مربوط به تعداد ضربان و امواج مغزی خود برای به كنترل در آوردن آنها استفاده نمايند.
‌‌بازخورد زيستی اطلاعات حيرت آوری دربارة منشأ تنش به دست می دهد. بيشتر بيماران وقتی می فهمند كه ضربان قلب آنها هر لحظه تغيير می كند متعجب می شوند. ضربان قلب نسبت به كوچكترين حركات بدن تغيير می كند. تنفس عميق يا نشستن، ضربان قلب را كند می كند. تنفسهای سريع و سطحی، ضربان قلب را بالا می برد. افكار نيز بر ضربان قلب اثر می گذارند، يادآوری يك خاطره خوش، ضربان قلب را كند می كند، اما وقتی خاطره پر تنشی مثل مشاجره با كسی يا مشكلات كاری به ياد انسان می آيد ضربان قلب تند می شود. اشخاص به تدريج در كنترل اعمال بدن خود تبحر پيدا می كنند و می توانند در زندگی روزمره، به ميل خود حالت آرميدگی ايجاد كنند و به فشار خون، تنشهای عصبی و ضربان نامناسب قلب خود تسلط يابند.
‌‌بازخورد زيستی را نه تنها برای كاهش سطح تنش عمومی فرد، بلكه در موقعيتهای كلينيكی ويژه نيز به‌كار می برند. برای مثال به نظر می رسد كه بسياری از افراد مبتلا به سردردهای ميگرنی شديد، از يك انقباض عمومی شريانی نيز رنج می برند. با آموختن نحوه گرم كردن نوك انگشتان، فرد می تواند عضلات ديواره شريانی سراسر بدن خود را شل كرده و از درد يا ناراحتی خود رهايی يابد. اين روش در معالجه بيماریهايی از قبيل ميگرن، فشار خون، ضربان نامنظم قلب و حتی صرع مؤثر است .
ادامه ...
تجسم هدايت شده (شفا از طريق تصوير ذهنی)
«چيزها هيچ وقت آنگونه كه هستند، نيستند. آنها همان هستند كه از آنها میسازيم». «جين آنوئيل»
‌‌تجسم هدايت شده روشی است كه در آن از تصاوير ذهنی خاصی به منظور درمان جسم و ذهن استفاده می شود. اين شيوه به‌طور ساده و طبيعی در آرام سازی بدن مؤثر است. هنگام تجسم ممكن است شخص تصور كند در مك...انی آرام و زيبا در زير آفتاب گرم و خوشايندی دراز كشيده و يا احياناً تمرين خود را اختصاصی تر تصور نمايد. به عنوان مثال دكتر «کارل سيمونتون» و همسرش به كشف اين نكته نائل شدند كه تجسم هدايت شده در بهبود واكنش ايمنی در بعضی بيماران سرطانی مؤثر است. آنها از بيماران سرطانی می خواستند كه گلبولهای سفيد، يعنی نمايندگان سيستم ايمنی بدن خود را در حال حمله و از بين بردن سلولهای سرطانی مجسم كنند. اين تصورات افزايش واقعی گلبولهای سفيد را به‌دنبال داشت. به‌طور مشابه افراد افسرده با مجسم كردن خود در شرايط شادمانتر، می توانستند خلقيات خود را اصلاح كنند.
‌‌علاوه بر اين برخی پزشكان طب كل نگر از تجسم هدايت شده به عنوان وسيله ای كمك تشخيصی در طرح درمانی خود استفاده می كنند. به طور نمونه می توان از خانمی مبتلا به افسردگی خواست كه خود را در حال ملاقات با شخصی تصور نمايد كه می تواند در فهم مشكلش به او كمك كند. وقتی اين فرد در رؤيای شخص حاضر شد، اغلب اوقات پاسخهای ارزشمندی در اختيار بيمار قرار می گيرد. به نظر می رسد كه اين توضيحات از بخش شهودی ذهن ناخودآگاه بيمار منشأ می گيرند؛ بخشی كه فرآيند تجسم هدايت شده، دسترسی به آن را ممكن می سازد.
ادامه ...