كنترل در چگونگي گفتار

كنترل در چگونگي گفتار

 بيش‏تر افراد به خاطر شتاب و حرارتي كه براي رد اظهارات طرف مقابل و يا براي تحميل نظرات شخصي خويش دارند، وقت و نيروي خود را بدون دريافت نتيجه به هدر مي‏ دهند. لذا كنترل سخن گفتن به خصوص در مواقعي كه مخاطب خارج از حدود ادب حرف مي‏ زند، از عوامل لازم و مهم است.
 بايد توجه داشت كه صرفاً كيفيت عالي گفتاري يا فصاحت بيان و تبحر، به معناي وجود مانيتيسم نيست، بلكه يك شخصيت مصمم، مانيتيسم را به صدا و گفتار خود مي‏ بخشد.
 به طور كلي امور شخصي خود را بايد همواره به منزله رازهاي ناگشودني تلقي كرد. همه اسرار بهتر است مخفي و از ميدان ديد اشخاص ديگر دور بمانند. ابتدايي‏ ترين احتياط حكم مي‏ كند كه همواره گودال ژرفي بين انديشه و بيان آن وجود داشته باشد

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي- وارسی حواس

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي

وارسي حواس

حواس لازم است كه دايماً تحت بازرسي كامل باشد. به طور مثال، فرد بايد در مقابل صداهاي ناگهاني و گوشخراش مقاومت داشته و آرامش و تمركز خود را در مقابل اين گونه صداها حفظ كرده و يا نسبت به بوهاي زننده، احساس اشمئزاز يا تنفر نداشته باشد. همچنين حس ذائقه به نحوي تربيت شود كه نسبت به غذاها يا طعم هاي گوناگون، حساسيت و عدم پذيرش وجود نداشته باشد.

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي

اصول و چگونگي مانيتيسم شخصي
آرامش

براي به دست آوردن نفوذ شخصي، قبل از هر عامل ديگر بايد به "آرامش"توجه داشت. آرامش مترادف با بي حسي، بي توجهي و بي عاطفه گي نيست، بلكه عبارت از توانايي و قدرتي است كه به ما اجازه مي دهد در مقابل سيل عواطف حسي يا هيجاني، سدّي به وجود بياوريم تا بتوانيم بعداً و به موقع از آن استفاده كنيم.
مشخصات يك شخص آرام معمولي عبارتند از:
1 - اعصاب و عضلات در يك شخص آرام، آهنگي معمولي و نرمشي خاص دارند، به نحوي كه انجام وظايف فيزيكي را تسهيل مي كنند.
2 - تمام دقت و توجه فرد متمركز بر كاري است كه انجام مي دهد.
3 - نظم و ترتيب موجود در زندگي او باعث مي شود كه بدون شتاب به همه كارهاي روزانه برسد و با حداقل رنج و خستگي، حداكثر نتيجه را به دست آورد.
4 - در حضور ديگران نخوت يا تواضع بيش از حد ندارد و بدون تعصب و شور و حرارت بي اندازه و بي دليل به سخنان ديگران گوش مي دهد.
5 - سنجيده سخن مي گويد به نحوي كه همه، سخنان او را به خوبي درك مي كنند.
6 - حضورش مايه قدرت روح و تسلي است و ديگران در كنار او احساس رضايت و مسرّت خاطر مي كنند.
7 - به سهولت زير بار عقايد ديگران نمي رود و سخنان يا تأييد ديگران را بدون دليل نمي پذيرد و حضور ذهنش او را به بررسي جزئيات امور وادار مي كند.
8 - يك حادثه نامطلوب، در او اثر جبران ناپذير يا منهدم كننده ندارد، زيرا او اعتماد به قدرت و توانايي خويش را از دست نمي دهد و با توسل به قوا و ابزاري كه در اختيار دارد، بار ديگر اوضاع را به حال عادي برمي گرداند.


مانیتیسم شخصی

به نظر مي‏ رسد برخي افراد كه از جذابيت، كمال يا شخصيت مصمم و قوي برخوردار هستند، تأثير قابل ملاحظه‏ اي بر ديگران دارند. روان‏شناسان نام اين جذابيت را "مانيتيسم شخصي" گذاشته‏ اند و كوشش مي‏ كنند اين حالت را تعريف كرده و روش‏هايي براي دستيابي به آن ارائه كنند.
 در واقع هر انساني به شكل ارادي يا به طور ناآگاه اشعه‏ اي در پيرامون خود مي‏ پراكند كه تأثيري نامرئي بر روي افرادي كه شخص با آن‏ها در ارتباط است، مي‏ گذارد. انديشه‏ هاي ناچيز، سخنان سنجيده يا نسنجيده، كوچك‏ترين تصميم‏ گيري‏ها يا اعمال در ايجاد اين نفوذ نامرئي كه به خارج منتقل مي‏ شود، مؤثر است.
 محققان معتقدند كه هر انساني مي‏ تواند با فراگرفتن راه‏هاي تسلط بر مانيتيسم شخصي، تواناتر و مقتدرتر گردد و از انواع ناراحتي‏هاي نامطبوع، رنج و خستگي در امان باشد.
 برخي مانيتيسم شخصي را ناشي از خصايص جسماني، مثل بدن متعادل، سينه فراخ و جريان خون بي‏ نقص دانسته‏ اند.
 دسته‏اي ديگر آن را به كيفيات بيروني نسبت داده‏ اند يعني آن را تأثير ظاهر شخص مثل خطوط صورت، حالت نگاه، آهنگ صدا، قدرت بيان، توانايي در طرز به كار بردن كلمات و آرامش و خونسردي مي‏ دانند.
 عده‏ اي ديگر هم معتقدند كه منبع اصلي مانيتيسم شخصي، در زندگي دروني، در حيات رواني و يا به عبارتي در نوع انديشه قرار دارد.
 و آخر اين كه عامل مهم در ايجاد توازن را، كه در جهت‏ دهي مانيتيسم بسيار مؤثر است، ناشي از درست‏كاري و فضايل اخلاقي دانسته‏ اند.
 صرف نظر از تمرينات عملي و كاربردي براي افزايش مانيتيسم شخصي، آگاهي از مظاهر و كيفيات اين نيرو، كليد تفسير مسائل مرتبط با سرنوشت انسان را به دست مي‏ دهد و حداقل مانع از نفوذپذيري و تحت سلطه قرار گرفتن مي‏ شود.

انتقال پيامهاي تله پاتيك از طريق مغناطيس انساني







انتقال پيام‏هاي تله‏ پاتيك از طريق مغناطيس انساني و انرژي سياله‏ اي، از ديرباز توسط دانشمندان مورد بررسي قرار گرفته است. در قرن نوزدهم "مارك توري"استاد فيزيك و متخصص نجوم، تجربيات موجود در زمينه اين سياله را گردآوري نمود و نتايج زير را در خصوص آن به دست آورد:
 1 - سياله مغناطيسي توليد شده توسط مغز در طول اعصاب حركت مي‏ كند. 2 - اين سياله مي‏ تواند از محدوده‏ هاي جسم عبور كند. 3 - سياله مي‏ تواند تحت نفوذ اراده به اين‏جا و آن‏جا هدايت شود. 4 - سياله بر اجسام بي‏ حركت عمل مي‏ كند، اما از تماس با برخي مواد، نظير شيشه مي‏ گريزد. 5 - سياله هر چيزي را كه به سمت آن برود يا بر آن متمركز شود، از جا بلند مي‏ كند. 6 - سياله روي اجسام بي‏ حركت از طريق جذب يا دفع عمل مي‏ كند. 7 - سياله مي‏ تواند باعث جنبش‏هاي دروني در جسم شود و سر و صدا ايجاد كند. 8 - سياله در اثر چرخش ارادي دست‏ها و يا در اثر نوعي به هم پيوستگي دست‏ها، به صورت‏هاي مختلف گسترش مي‏ يابد. 9 - سياله در اثر تماس يا مجاورت از فردي به فرد ديگر منتقل مي‏ شود و ارتباط برقرار مي‏ كند. با اين حال برخي اشخاص مخل ارتباط هستند.
 سال‏ها بعد "لئونيد واسيلي‏يف" محقق روسي پديده‏ هاي فوق‏ طبيعي، طي آزمايشاتي نشان داد كه اين سياله از جنس مغناطيس انساني نيست. او سوژه‏ ها را در "قفس فارادي" محفظه ‏اي كه امواج الكترومغناطيس از آن عبور نمي‏ كند.  قرار داد ولي پيام‏ هاي تله ‏پاتيك توسط آن‏ها دريافت شد. او نتيجه گرفت در صورت وجود چنين سياله‏ اي، ماهيت آن از نوع امواج مغناطيسي يا الكترومغناطيسي نيست و خواص آن را ندارد. از طرفي امواج تله‏ پاتيك از قانون عكس مربع پيروي نمي‏ كنند يعني با افزايش فاصله از قدرت و تأثير آن‏ها كاسته نمي‏ شود و فواصل فيزيكي تأثيري بر بروز آن‏ها ندارد. همچنين اگر بزرگ‏ترين ريتم‏ هاي الكتريكي مغز را به صورت امواج راديويي درآوريم، فقط تا چند ميليمتر دورتر از مغز انتقال مي‏ يابند."هانس برگر" فيزيولوژيستي كه تكنيك ثبت امواج الكتريكي مغز را با دستگاه ثبت امواج مغزي (الكتروانسفالوگراف) كشف كرد چنين فرض مي‏ كند كه انرژي الكتريكي در مغزِ عامل به انرژي رواني تبديل مي‏ شود و اين انرژي مي‏ تواند از هر مانعي بگذرد. انرژي مزبور پس از آن‏كه به مغز آزمودني وارد شد، دوباره به انرژي الكتريكي تبديل مي‏ شود و بدين ترتيب ذهنيات عامل را به سوژه منتقل مي‏ كند. او اين انرژي رواني را نوعي انرژي فيزيكي مي‏ داند.
 انتقال از طريق تصاوير ذهني كه از فلسفه‏ هاي شرقي نشأت مي‏ گيرد، مي‏ گويد يك انديشه چنان كه به شكل تصوير روشن و واضح مجسم شود، قدرت انتقال پيام‏ها را دارد. انسجام، وضوح، قدرت و بار هيجاني و عاطفي اين تصوير مي‏ تواند در ميزان تأثيرگذاري و انتقال ذهني آن به مخاطب پيام، تأثير مستقيم داشته باشد



ایلیا رام الله؛ بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر

ایلیا « میم» به وضوح به عنوان بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر محسوب می شود. عصاره تعلیمات او «تسلیم الهيست» و مراحل هفتگانه تعلیمی بر همین اساس پی ریزی شده است. برخورداری از روح خدا (مسح شدگی) و زنده پرستی و باطن گرایی، از شاخص ترین وجوه تعلیمی اوست. در یک مقایسه، او را می توان خلاق ترین، متفکرترین و هوشمندترین معلم باطنی در عصر حاضر محسوب کرد. او را معلمی هزار وجهی (هزار روح) دانسته اند. عصاره و معجونی از همه انديشه هاي باطني و افكار بزرگ. از نظر منتقدان، در عرصه ها و اندیشه های مختلف باطنی، او از جایی آغاز كرده است که دیگران تمام کرده اند. اکثر پیروانش او را روح خدا می خوانند و كارهاي او را بیش از هر کسی به مسیح شبیه می دانند. او 25[1] سال سن دارد و تاكنون درباره خود ادعايي را مطرح نكرده است و خود را بعنوان تسليم و خدمتگزار خداوند معرفي كرده است.

«هوالحی»

«والسماء والطارق»

ایلیا «میم» رام الله در میان پیروان خود، به نام‏های متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را «آواتار» به معنی «تجسّم جریان حقیقت»، «روح مجسّم حق» و «تجسّم الهی» نامیده‏اند. «بنی سماء» لقبی است كه از جانب ایشان به او داده شده. سنش حدود بیست و پنج سال است[2]. تحصیلات او اندك و ناچیز است و بقول خودشان «یك روز همان اندك اندوخته را هم سوزاندم و به فراموشی سپردم». درباره‏ی تولدش حكایت شگفت‏انگیزی نقل می‏شود...

او در قالب‏های شخصیتی متعدد و گاه بظاهر متفاوتی در اجتماع ظاهر شده. شخصیتش بسیار اسرارآمیز و چند پهلوست، به گونه‏ای كه گاهی بیننده را میان ایمان و تردید حركت می‏دهد. او در پس حجاب‏های ارادی و در ناشناختگی زیسته، با آنكه بسادگی در میان اجتماع زندگی كرده. نقش‏های ظاهری گوناگونی را در میان دوستان و بستگان خود و حتّی گاهی در میان مریدان خود، ایفا كرده كه آنرا عامل پنهان ماندن از «نگاه غیر» و راهی اساسی برای تعلیم و القاء حضور خداوند می‏داند.

آواتار از حلقه‏های متّصل «ماها...»، معلّم اعظم حق و قطب الهی در زمین می‏باشد. از «ماها...» در نقاط مختلف جهان به نام‏های گوناگونی یاد می‏شود. او تنها معلّم جهانی است و در رأس نظام اساتید حق و معلّمین راستین الهی در زمین قرار دارد...

استاد رام اللّه یكی از اساتید پنجگانه‏ی حق در عصر كنونی است.

از شاگردان آواتار، درباره‏ی او حرف‏های بسیار عجیبی شنیده می‏شود. تجاربی شگفت‏انگیز از اعمال خارق‏العاده. مشاهدات و گزارشات متعددی درباره‏ی تجلّیات قدرت خدایی و شعور الهی او. این تجربه‏كنندگان هنوز زنده و حاضرند. و البته یكی دو نفر هم نیستند. آنان از قدرت خلاّقه و همچنین نیروی ویرانگر كلام آواتار حكایت‏ها دارند و با اعتقاد كامل، و بر اساس دلایل و علائم روشن بر این واقعیت معترفند كه «آنچه او بگوید، همان می‏شود» و اینكه «او خبر دارد». آنها به این موضوع ایمان دارند كه «او از اراده‏ی الهی برخوردار است». اینها نتیجه‏ی نظرات و مشاهدات حلقه‏های استاد و مریدان نزدیك اوست. این مریدان از پیشگویی‏ها و پیش‏بینی‏های بسیاری از وقایع كوچك و بزرگ توسط «بنی سماء» سخن می‏گویند.

امّا برای پیروان خارج از حلقه هم تجارب دیگری وجود داشته كه بسیار قابل توجه می‏باشد. من جمله اینكه، آواتار توانسته عشق الهی و ایمان به خدا و غیب را در افراد موردنظر خود احیاء كند و حضور الهی را در زندگی افراد غافل، و به دور از مذهب و معنویت انتشار دهد. قدرت و انرژی عجیبی در كلام و حضور او جریان دارد. چیزی مانند «مغناطیس الهی» و «امواج نیروبخش». او از اقتدار عظیمی برخوردار است...

استاد ایلیا میم مریدان خاصی دارد كه ایشان نیز دارای توانایی فوق‏العاده‏ی روحی می‏باشند... او یك استراتژیست و تئوریسین الهی تمام عیار است. نظرات و دیدگاه‏های او درباره‏ی مسائل و موضوعاتی كه انسان و جامعه با آن رو به روست، بدیع و خیره‏كننده است...

تسلط آواتار در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت‏انگیز بوده و شیوه‏های تفكر، و روش‏های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است.

با تمام این حرف‏ها و با اینكه او بسیار پیچیده و اسرارآمیز به نظر می‏رسد امّا در عین حال، به طرز عجیبی ساده و معمولی است.

در ارتباط با سایرین او ساده زندگی می‏كند، ساده می‏گوید، ساده رفتار می‏كند و به سادگی تعلیم می‏دهد.

او درباره‏ی خود ادعایی نداشته و خود را به عنوان خدمتگزار خداوند معرفی كرده. او به معمولی و طبیعی بودن خود بسیار اشاره می‏كند و همه‏ی علائم خارق‏العاده را به «روح خدا» نسبت می‏دهد.

او از «روح خدا» به عنوان حامی، پشتیبان و راهنمای خود یاد می‏كند. مریدان نزدیكتر می‏گویند كه «روح خدا در او حلول كرده و جاری است». هر چند استاد در این گونه موارد «سكوت»، اختیار می‏كند.

مطابق علائم و نشانه‏هایی كه در متون باطنی شرق وجود دارد او یك «آواتار» و در عین حال «سات‏گورو» می‏باشد.

درباره‏ی اینكه او كیست، نظرات مختلفی ابراز شده مثلاً اینكه او «فلان فرد است» ولی او همه‏ی این حرف‏ها را موهوم و موهوم‏پرستی، و زائد و بیهوده خوانده.

یكبار در پاسخ به این سؤال كه شما كه هستید، فرموده: «من كسی دیگر نیستم. من خودم هستم، همانم كه هستم.»

استاد در مناطق مختلف پیروانی دارد كه شمار آنان به هزاران تن می‏رسد. امّا او پیروان راستین خود را بسیار اندك می‏داند. آواتار به انسان‏های گمراه و در انحراف، به افرادی كه در ظلمت و تاریكی گرفتارند و كسانی كه در جهل و نادانی‏اند، توجه خاصی دارد. درواقع، اكثر مخاطبانش، از همین اقشارند كه البته اینان اكثریت مردم را تشكیل می‏دهند.

استاد اشاره دارد كه دنیای اینان را كاملاً مشاهده كرده و به خوبی می‏شناسد. همین باعث شده كه ارتباط او با چنین مردمانی بسیار عمیق و قدرتمند باشد.

همچنین او از افراد متكبّر، متعصّب، بدبین و مردد، و اشخاص عالم‏نما گریزان است.

تعلیمات آواتار، «هنر زندگی متعالی» و همچنین، «حركت الهی» نامیده می‏شود. جوهر تعالیم او، دریافت حضور الهی و آشكاری عشق به خداوند است كه به آن «عاشقانه زیستن در حضور الهی» گفته می‏شود. تعالیم آواتار، بر اصولی معین و پایه‏هایی معلوم قرار دارد.

هنر زندگی متعالی، نه شریعتی جدید است و نه طریقتی تازه، بلكه «تفسیر و مفهوم كلام خداوند زنده در زمان كنونی» است. اساس تعلیمات آواتار «حقیقت‏گرایی» (هستی‏گرایی، حضورگرایی، ...) به جای موهوم‏گرایی است. و این همان، خداگرایی (خداپرستی، خداخواهی، خدامحوری، خداتوجهی، خدابینی و خداشیفتگی ...) در برابر خودگرایی (خودپرستی، خودخواهی، خودبینی، خودشیفتگی و خودمحوری...) است. در هنر زندگی متعالی بر كیفیت و باطن‏گرایی در برابر ظاهرگرایی، و زنده‏پرستی در برابر مرده‏پرستی تأكید می‏شود.

تعالیم استاد «میم» رام اللّه در دو سطح جریان دارد. سطح اول، شامل آموزش‏های ساده و عمومی است كه مرحله‏ی «احیاء و تولد دوباره» نام دارد. این دوره‏ی بیداری از خواب، گشودن چشم‏ها و گوش‏ها، حركت اذهان و فعّال شدن قلب‏هاست. سطح دیگر آموزش‏های او كه تنها برای منتخبین و پذیرفته‏شدگان می‏باشد، هنرهای ماورایی نام دارد كه مرحله‏ی «تعلیم اسرار» محسوب می‏شود.

سال‏هاست كه روند تعلیم «هنرهای ماورایی» شروع، و آموزش‏های عمومی و آشكار او دو سال است كه آغاز شده.

آواتار چكیده‏ی كلام و آموزش‏های خود را در «وحده لا اله الاّ هو»[3] بیان می‏كند و وظیفه‏ی خود را تعلیم و تحقّق آن می‏داند. او بر پیوند و نزدیكی میان ادیان، ملت‏ها و جریانات گوناگون تأكید دارد.

او بكرّات و بصورتی بدیهی و بسیار جدی از ضرورت انقلابی جهانی و وقوع آن در زمین سخن گفته و به تأكید اشاره می‏كند كه ما باید جهان را برای «ظهوری الهی و تحولی بزرگ» آماده كنیم و خود مهیا شویم.

«بشر به انقلاب آگاهی و تحوّلی باطنی، به شدّت نیازمند است. تحوّلی بزرگ كه به آشكاری حقیقت و حضور الهی در جهان منجر خواهد شد. خداوند به این نیاز حیاتی بشر، پاسخگوست و او را از مرگ و رنج و بیماری، نجات می‏دهد. نجات و تعالی بشر، در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست.»

«جمعی از دوستداران استاد رام اللّه»



[1] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[2] برگرفته از متن والسماء و الطارق، سال 1377.

[3]در ذهنیت بسیاری از فرهنگ‏ها و ملل نسبت به عبارت «لا اله الاّ اللّه» حالتی متعصّبانه و نسبتاً منفی وجود دارد. شاید تأكید بر “وحده لا اله الاّ هو” به همین دلیل باشد.